هشدار جدی سرلشکر رشید به آمریکایی‌ها: زمان و دامنه جنگ در کنترل هیچ‌کس نخواهد بود/ دچار اشتباه بدون بازگشت نشوید

سرلشکر غلامعلی رشید فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء(ص) صبح دوشنبه در بازدید میدانی از یگان های نیروی دریایی ارتش و سپاه در استان هرمزگان (سواحل و جزایر) و در جمع فرماندهان، اظهار کرد: ملت شریف ایران هزینه‌های جنگ و دستاوردهای آن در دوران دفاع مقدس را با همه وجود درک کرده است. 

وی افزود: به همان اندازه که از وقوع جنگ با اشراف اطلاعاتی، حکمت و دوراندیشی و با قدرت مراقبت خواهیم کرد، برای تحمیل هزینه‌های سنگین به متجاوز بسیار بیشتر از گذشته آماده و چابک است و به سرعت تصمیم گیری خواهیم کرد.  

سرلشکر رشید ادامه داد: ما هشدار می‌دهیم که زمان و دامنه جنگ در کنترل هیچ‌کس نخواهد بود. آمریکا باید از اشتباه تجاوز به عراق و افغانستان درس گرفته باشد که موجب تحمیل ۷ هزار میلیار دلار و ۷۰  هزار کشته و مجروح به این کشورها شد و در محاسبات خود برای تصمیم گیری دچار اشتباه بدون بازگشت نشود. 

فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء تاکید کرد: نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران بدون هیچگونه تردید در برابر هرگونه اقدام تجاوزکارانه دشمن به جزایر و مرزهای دریایی، زمینی و هوایی ایران اسلامی پاسخ قوی و پشیمان کنده خواهند داد. 

۲۷۲۱۵

در مورد پژو ۲۰۰۸ بیشتر بدانید

بسیاری خودرو پژو 2008 را نسخه کراس اوور ۲۰۸  میدانند و در واقع پلتفرم هر دو خودرو مشترک است.

رینگ ۱۶ اینچی لاستیک‎های خودرو پژو ۲۰۰۸ دو رنگ هست و خیلی جذاب و اسپرت به نظر می‎رسد و در قسمت عقب خودرو این رینگ‎ها با قسمت کرومی که در سپر مشکی رنگ استفاده شده هماهنگی دارد. پژو در طراحی ۲۰۰۸ (که در واقع این خودرو فیس لیفت پژو ۲۰۸ است) علاوه بر افزایش ارتفاع پژو ۲۰۸، ارتفاع قسمت سقف را هم افزایش داد تا فضای سرنشینان عقب و صندوق عقب خودرو افزایش پیدا کند. باربند تعبیه شده روی سقف همرنگ با بدنه خودرو یا به رنگ مشکی نیست؛ باربند و کنار شیشه‏ها کرم به کار رفته است و اینها باعث شده که خود را جذاب‏تر باشد. فضای صندوق عقب خودرو به نسبت کراس اور بودن آن خوب است (از هاچ بک بیشتر است).

در پژو 2008 دید بسیار خوبی به بیرون از خودرو دارید؛ دید بسیار خوب آینه بغل‎ها، دید جلوی بسیار خوب و دید عقب از آینه وسط هم خوب و معقول است. هنگام سواری، علاوه بر اینکه خودروی کراس اوور جمع و جوری است حس یک هاچ‌بک را هم به شما منتقل می‏کند یعنی می‏توان لایی کشید، با سرعت حرکت کرد و شتاب زیادی را تجربه کرد و در این حالت متوجه خواهید شد که فرمان خودرو خیلی تیز است و این باعث می‎شود که در پیچ‎ها عقب کمی دیرتر می‎پیچد. با اینحال خودرو هندلینگ بسیار خوبی در مقابل رقبای خود مثل جوک دارد در طراحی داخلی خودرو، صفحه نمایشگر در قسمت بالای داشبورد نصب شده است و قابلیت کارپلی آیفون، اندروید و بلوتوث را دارد. اگر شروع به حرکت کنید و کمربند را نبسته باشید به شما اجازه استفاده از صفحه نمایشگر را تا زمانی که کمربند را نبندید نمی‎دهد. پشت فرمان روی داشبورد کار شده است که شامل یک بخش دیجیتال بوده و عقربه دمای آب و دور موتور، در طرف دیگر بنزین، کیلومتر و ۳ دکمه برای تنظیمات دارید. فرمان خودرو ۴ جهته و تلسکوپی است اما فقط در صورت پایین بودن فرمان می‏توان تمام این گزینه‎ها را مشاهده نمود. سیستم تهویه دو کاناله دیجیتال که می‎توان برای هر دو طرف آن را تعبیه نمود؛ دریچه هوای عقب وجود ندارد و فقط از زیر پا هوا به عقب می‌رسد. دمای کولر خودرو فصل تابستان که دمای هوا به ۴۰ درجه سانتی‌گراد می‌رسد خوب است اما خیلی عالی نیست و برای خنک شدن کامل باید روی آخرین درجه آن تنظیم شود.

آپشن‎های این خودرو به نسبت نسخه موجود در بازارهای جهانی اروپایی کاهش پیدا کرده اما موتور قوی‎تر روی آن نصب شده است. آپشن مخصوص آفرود ایران خودرو (که نمی‌توان با آن آفرود آنچنانی رفت) حذف شده است و به جای آن یک دکمه تک کلید esp برای خاموش و روشن کردن خودرو جایگزین شده است. سقف مونروف حذف شده که با توجه به هوای داغ تهران در روزهای تابستان حذف کاربردی بوده است (سقف مونروف از جنس شیشه یا طلق‎های روشن است که قسمتی از آن باز شده و جریان هوای تازه را از خود عبور می‎دهد). گرمکن صندلی، و روکش چرمی صندلی‎ها، سنسور پارک جلو، رادار نقطه  کور و سیستم صوتی jbl حذف شده است.

با توجه به اینکه سایت دیوار هم اکنون بزرگ‎ترین بسته درج آگهی رایگان خودرو به شمار می‌رود برای خرید و فروش خودروپژو 2008 به آگهی‎های بخش خرید خودرو مراجعه کنید.

2121

اطلاعیه مهم شرکت ملی پخش درباره کارت سوخت بنزین

به گزارش خبرآنلاین، در اطلاعیه شرکت ملی پخش فراورده های نفتی آمده است: «نظر به اجرای مصوبات دولت و مجلس شورای اسلامی و با توجه به برنامه عرضه بنزین با استفاده از کارت هوشمند سوخت از ۲۰ مرداد ماه امسال، روابط عمومی شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی ایران توصیه می‌کند، به منظور کسب اطمینان از صحت عملکرد کارت سوخت، مالکان تمامی خودروها و موتورسیکلت‌ها تا پایان تیرماه حداقل یک بار از کارت سوخت شخصی خود استفاده و در صورت بروز هر گونه مشکل احتمالی، به آدرس سایت wwww.niopdc.ir مراجعه کنند.»

۲۲۳۲۲۳

خاطره پوردستان از ابراز ارادت فرمانده نیروی دریایی هند به رهبر انقلاب: صریحا گفت «I Love Him»

امیر سرتیپ احمد رضا پوردستان، رئیس مرکز مطالعات و تحقیقات رهبردی ارتش، که پیش از این فرمانده نیروی زمینی ارتش بود، در گفت و گویی که با فارس داشته است؛ به مباحثی پیرامون مخالفت ها با ادغام ارتش و سپاه، فلسفه تشکیل ستاد کل نیروهای مسلح و خاطراتی دیگر از رهبر انقلاب پرداخته است. بخشی از این گفت و گو را در ادامه می خوانید.

مخالفت با ادغام ارتش و سپاه ناشی از دوراندیشی رهبری بود

 بعد از دوران جنگ تحمیلی و پس از آن آغاز دوران رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در میان عده‌ای از مسئولین کشور تفکراتی به وجود آمد که معتقد به ادغام ارتش و سپاه بود و قائل به وجود ۲ نیروی مسلح در کشور نبودند، نقش حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در تثبیت جایگاه ارتش جمهوری اسلامی ایران بعنوان یکی از نیروهای مسلح کشور را چگونه می‌توان ارزیابی کرد؟

بعد از انتخاب حضرت آیت الله خامنه‌ای برای رهبری و فرماندهی کل قوا، شرایط خاصی بر کشور حاکم بود. در آن زمان جنگ تازه تمام شده بود که در خلال جنگ ارتش و سپاه دچار لطمات و ضایعاتی شده و در حال بازسازی خود بودند. مشکلات اقتصادی در کشور زیاد بود و تحریم‌ها فشار زیادی به مردم وارد می کرد. دولت توان حمایت و پشتیبانی از دو نیروی مسلح را نداشت و همین مسائل باعث شده بود تا برخی از خبرگان، زبدگان و کارشناسان طرحی را آماده و خدمت مقام معظم رهبری ارائه کنند مبنی بر اینکه چون نمی‌شود از دو نیروی نظامی حمایت و پشتیبانی کرد، بهتر است این دو نیرو ادغام شوند.

مقام معظم رهبری با همان فراست و دوراندیشی که داشتند، فرمودند که من ادغام را نمی‌پذیرم و ارتش و سپاه باید بعنوان دو سازمان مجزا ولی هم راستا باقی بمانند و مسیرشان را ادامه دهند.

اتفاقاتی که بعد از این فرمان افتاد و واقعیت‌هایی که در صحنه عمل رخ داد، به خوبی نشان داد که مقام معظم رهبری چقدر دوراندیشی و عمق نگاه داشتند که وقتی ارتش و سپاه را به عنوان دو سازمان مجزا نگهداری می‌کنند، در آینده تا چه میزان می‌توانند نقش آفرینی کنند.

وقتی به این تصمیم ایشان نگاه می‌کنیم، درک خواهیم کرد که چه شجاعتی ایشان از خود نشان دادند چراکه نفراتی که پیشنهاد ادغام ارتش و سپاه را خدمت مقام معظم رهبری مطرح کردند، نفرات کوچکی نبودند و هرکدام در انقلاب وزن داشتند، اما ایشان شجاعانه در مقابلشان ایستادن و یک تصمیم شجاعانه اتخاذ کردند.

وقتی این تصمیم شجاعانه را می‌بینیم به یاد تصمیم امام در سال ۱۳۵۸ می‌افتیم؛ وقتی یک جمعی آمدند خدمت حضرت امام و گفتند که ما دیگر به ارتش نیازی نداریم و ارتش منحل شود، اما در آن هنگام باز وجود حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بعنوان نماینده حضرت امام در ارتش و تصمیم سازی که ایشان کردند باعث شد تا امام(ره) آن تصمیم تاریخی را بگیرند و دستور بدهند که ارتش بماند، رژه برود و مردم از او حمایت کنند.

تصمیم پس از جنگ ایشان و حفظ ارتش و سپاه برگرفته از همان اقدام شجاعانه امام بود و نشان دادند که ایشان پا جای پای حضرت امام(ره) می‌گذارند و کشتی انقلاب را به همان سمتی که امام ترسیم فرمودند، هدایت می کنند.

«پیگیری» و «تحرک» دو ویژگی بارز فرمانده معظم کل قوا

در دوره مدیریت و فرماندهی معظم‌له، نیروهای مسلح رشد و بالندگی خوبی داشته اند. ایشان شاخصه‌های خاصی را در مدیریت نیروهای مسلح دارند که اولین ویژگی ایشان، پیگیری است به طوری‌که مانند یک فرمانده نظامی وقتی تدابیر را صادر می‌کنند، حتما آن را پیگیری می‌کنند.

ویژگی دیگر، تحرک ایشان است و ما می بینیم که طی ۳۰ سال گذشته ایشان در بسیاری از مراسمات نظامی شرکت کرده‌اند، در پادگان‌ها و نمایشگاه‌ دستاوردهای نیروهای مسلح حضور پیدا کرده‌‍‌اند. فقط در یک مورد ایشان از آغاز دوران رهبری تاکنون قریب به ۵۰ بار در دانشگاه افسری امام علی(ع) حضور پیدا کرده‌اند که نشان از علاقه‌مندی فرماندهی معظم کل قوا به نیروهای مسلح است و این مسئله سبب شده تا نیروهای مسلح انگیزه مضاعفی داشته باشند.

نیروهای مسلح وقتی می بینند که گزارش‌های آنها به دست عالی ترین مقام نظام می‌رسد و ایشان در خصوص مسائل از آنها سوال می پرسند، خود باعث ایجاد بالندگی و رشد می شود و سبب خواهد شد تا دستاوردهای زیادی داشته باشیم.

اصلی ترین دستاوردی که طی ۳۰ سال گذشته نیروهای مسلح به دست آوردند، «بازدارندگی» است.  اگر این سوال را مطرح کنیم که چرا دشمن در سال ۱۳۵۹ به ما حمله می‌کند؟ در پاسخ باید گفت به این دلیل است که آن زمان نیروهای مسلح ما به قابلیت بازدارندگی نرسیده بودند.

بازدارندگی صفت و ویژگی است که رعب را در دشمن ایجاد می کند و اراده حمله را از آنها می‌گیرد. در طول ۳۰ سال گذشته مقام معظم رهبری، نیروهای مسلح را به چنان قابلیت بازدارندگی رسانده‌اند که ارتش آمریکا که در ظاهر ارتش اول دنیاست، جرات حمله به ایران را پیدا نمی‌کند و این بازدارندگی توسط مقام معظم رهبری ایجاد شد.

روایتی وجود دارد که در جنگ صفین وقتی سپاهیان اسلام در مقابل لشکر معاویه قرار گرفتند، مسافت لشکر اسلام تا خیمه های دشمن زیاد بود و تعداد دشمن هم بالا بود و همین باعث می‌شد تا سپاهیان اسلام از حمله کردن به خیمه‌های معاویه ترس داشته باشند، امیرالمومنین علی(ع) نیزه‎ای را به دست گرفتند و به جلو پرتاب کردند و به لشکریان فرمودند که نمی‌خواهد به خیمه‌های دشمن حمله کنید، تا جایی که نیزه افتاده پیشروی کنید. سپاهیان وقتی به نیزه رسیدند، امیرالمومنین مجددا نیزه را جلوتر انداختند و جلوتر رفتند. این در واقع هدف گزاری بود که امیرالمومنین(ع) انجام دادند و عین این کار نیز توسط فرزندشان مقام معظم رهبری انجام شد و برای رسیدن نیروهای مسلح به قابلیت بازدارندگی هدف گزاری کردند.

ابراز ارادت فرمانده نیروی دریایی هند به رهبر انقلاب

 طی سالهای اخیر نیروهای مسلح ما با موضوعی بنام توسعه تروریسم تکفیری در کشورهای محور مقاومت و به دنبال آن جنگ در کشورهایی چون عراق و سوریه مواجه بودند، نحوه فرماندهی حضرت آقا در مسائل مربوط به محور مقاومت را چگونه می‌بینید؟

 اگر در یک کلام بخواهم بگویم، این است که فرماندهی مقام معظم رهبری در محور مقاومت، کلیدی و محوری است. جریان مقاومت در لبنان، عراق، سوریه، یمن و بحرین، هرکدام رهبرانی دارند که این رهبران گوششان به تدابیر و فرامین مقام معظم رهبری است تا آن را پیاده کنند.

حتی من می‌خواهم یک سطح بالاتر را بگویم که بسیاری از آزادی خواهان جهان هم  گوششان به تدابیر و فرامین مقام معظم رهبری است. امیر دریادار کوچکی فرمانده اسبق نیروی دریایی ارتش در سفری که به هندوستان داشتند، می‌گفتند فرمانده نیروی دریایی هندوستان برای شام ما را دعوت کرده بودند و ما نیز به اتفاق هیات همراه رفتیم و پس از شام نشستی با فرمانده نیروی دریایی هندوستان داشتم. این فرمانده یک سپهبدِ «سیک» (یکی از مذاهب هندوستان) بود که می‌گفت من عاشق آیت الله خامنه‌ای هستم و صریحا از جمله «I Love Him» استفاده کرد و به رئیس دفتر خود دستور داد جعبه‌ای را بیآورد که آن جعبه پر از لوح های فشرده بود. زمانی که از او پرسیدم این سی دی ها چیست؟ پاسخ داد اینها بیانات حضرت آیت الله خامنه‌ای است که ما همه آنها را ثبت کرده ایم و راهبردهایمان را بر اساس بیانات مقام معظم رهبری می نویسیم.

این حرف‌ها را یک سیک که فرمانده نیروی دریایی هندوستان است گفته است، بنابراین جایگاه ایشان چنان برجسته و رفیع است که نه‌تنها محور مقاومت گوش به فرمان ایشان است بلکه تمامی کسانی که در برابر استکبار ایستاده‌اند از تدابیر ایشان الهام می گیرند. این رهبری علاوه بر اینکه یک رهبری روحانی و دلی است، در عین حال ارشادی است و نظارت نیز دارند.

توصیه اکید رهبری در خصوص سربازان وظیفه

خاطرم هست در سال ۸۸ برای ارائه گزارش خدمت ایشان شرف یاب شدم، زمان دیدار نیم ساعت قبل از اذان بود و قرارشد بنده ۲۰ دقیقه گزارش بدهم و در ده دقیقه آخر اگر حضرت آقا اوامر یا سوالی داشتند در خدمت ایشان باشیم. زمان ۲۰ دقیقه بنده که تمام شد، به ایشان عرض کردم که « مطالب بنده هنوز تمام نشده است و مقداری از آن باقی مانده» و ایشان هم فرمودند که شما ادامه بدهید، در نهایت زمانی که مطالب من تمام شد، صدای اذان آمد و حضرت آقا مقداری تامل کردند و بعد رو به من کردند و فرمودند: «من عادت ندارم هنگام اذان چیزی بگویم، اما باید به شما این را بگویم» و پس از آن حدود ۷ تا ۸ دقیقه توصیه‌هایی را پیرامون توجه به سربازان فرمودند مبنی بر اینکه جمعیتی که پیش شما می آیند از دانشگاه ها بیشتر هستند و سعی کنید از پیش شما متدین، انقلابی و خوشبین بروند و پس از آن هم تشریف بردند برای نماز.

 توجه رهبری به درجه‌داران ارتش

سال بعد از آن خاطرم هست همایشی برای درجه داران برجسته نیروی زمینی برگزار کردیم که سخنران ویژه ما دو نفر بودند، یکی سردار وحیدی که در آن زمان وزیر دفاع بودند و دیگری امیر صالحی فرمانده کل ارتش؛ در کنار آن نامه‌ای هم برای دفتر مقام معظم رهبری نوشته بودم که اگر امکان دارد این جوان‌هایی که زحمت می‌کشند و نخبگان درجه دار هستند، یک نماز را در محضر حضرت آقا اقامه کنند.

چند روز قبل از همایش، سردار وحیدی تماس گرفتند و عذرخواهی کردند که سفری برای من پیش آمده و باید به روسیه بروم و نمی‌توانم حضور داشته باشم، ۲۴ ساعت قبل از همایش هم با دفتر امیر صالحی تماس گرفتیم و گفتند که فردا ایشان برای ماموریتی عازم بندرعباس هستند. ما هم بسیار ناامید شدیم و با همین ناامیدی تماس گرفتیم با سردار شیرازی که آن درخواست نماز خواندن درجه داران در محضر حضرت آقا را پیگیری کنیم، خود من هم خیلی امیدوار نبودم چون مشغله حضرت آقا را می دانستم. سردار شیرازی چند دقیقه بعد تماس گرفتند و گفتند که برنامه شما چیست؟ من گفتم برنامه خاصی نداریم فقط میخواهیم پشت سر حضرت آقا نماز بخوانیم. سردار شیرازی گفتند شما برنامه بدهید؛ ما هم برنامه‌ای مبنی بر گزارش فرمانده نیروی زمینی، اجرای سرود و بهره مندی از بیانات مقام معظم رهبری و نماز را ارائه کردیم که ایشان هم گفتند آن سرود را حذف کنید، بقیه اش را اجرا خواهیم کرد.

زمانی که درجه داران را برای دیدار بردیم، قبل از اینکه حضرت آقا تشریف بیاورند ما بیرون منتظر ایشان بودیم و ایشان وقتی خدمتشان رسیدم، فرمودند «چه چیزی به آنها گفته‌ای؟» من هم خدمتشان عرض کردم که معاونین هرکدام در حوزه کاری خود برایشان صحبت کرده‌اند و من هم در خصوص نظم و انضباط و تعهد دینی و پشتکار صحبت کردم که ایشان هم فرمودند «خیلی خوب است، همیشه جمعشان کن و با آنها صحبت کن». در آن دیدار ایشان خیلی مفصل برای درجه داران سخنرانی فرمودند که خیلی ماندگار بود و انرژی خوبی برای درجه داران شد.

وقتی که رهبری ۳ بار واژه «خاش» را تکرار کردند

یکبار دیگر به خاطر دارم که گزارشی در خصوص منطقه غرب کشور و پادگان ابوذر خدمت ایشان ارائه می‌کردم که به یکباره فرمودند: «خاش چه شد؟ خاش… خاش… خاش» و ۲-۳ بار پشت سر هم کلمه خاش را بیان کردند که من هم گفتم «خیالتان راحت باشد، آب خاش درست شده و الان سیستم لوله کشی را درست کرده‌ایم از پسآب آن برای فضای سبز استفاده می‌کنیم که پارکی هم آنجا درست کرده‌ایم و حتی مسئولین و شهروندان شهر خاش هم از پارک پادگان استفاده می‌کند.»

یکبار ایشان مطلبی را در خصوص بازسازی پادگان سرپل ذهاب فرموده بودند که ما هم یک گزارشی را به صورت مصور تنظیم کردیم و خدمت معظم له فرستادیم، ایشان فرموده بودند «من می‌خواهم آن پرچمی هم که در بالا نصب می‌شود آن هم نو باشد». در واقع به ریزترین مسائل مانند یک فرمانده نظامی اشراف دارند و همین مسائل در نیروهای مسلح ایجاد انگیزه می‌کند چراکه وقتی شخصیتی این چنینی کاری را از انسان بخواهد، طبیعتا با انگیزه‌ای چندبرابر به دنبال آن کار خواهد رفت.

۲۷۲۱۵

ذوق بی بی از اظهارات بن احمد

 سایت النشره، بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی از خالد بن احمد آل خلیفه، وزیر خارجه بحرین به خاطر اظهارات اخیرش درباره‌ اسرائیل قدردانی کرد. وی در ابتدای نشست هفتگی کابینه اسرائیل اظهارات آل خلیفه را ایراد کرد که گفته بود، “اسرائیل دولتی در خاورمیانه و بخشی از میراث منطقه‌ای است. ملت یهود میان ما جای دارند و مردم اسرائیل باید بدانند کشورهایی در منطقه هستند که خواستار صلح بوده و فلسطینیان را به انجام این امر تشویق می‌کنند”.

 

نتانیاهو گفت، این اظهارات بسیار حائز اهمیت بوده و نتیجه‌ سیاستی هستند که در پیش گرفته‌ایم و اسرائیل به قدرت بزرگی در منطقه و قدرت رو به رشدی در جهان تبدیل می‌شود.

وزیر خارجه بحرین اظهارات مذکور را در مصاحبه با دو روزنامه‌نگار اسرائیلی عنوان کرده بود که در زمان برگزاری کنفرانس اقتصادی منامه در بحرین حضور داشتند.

همچنین نخست وزیر رژیم صهیونیستی تشکیلات خودگردان فلسطین و جنبش حماس را به باد انتقاد گرفت و مدعی شد فلسطینیان عزم خود را بر ادامه درگیری‌ها جزم کرده‌اند حال بهای آن هر چه باشد حتی اگر در اثر این درگیری آسایش خود را از دست بدهند.

وی تهدید کرد، اقدامات شدیدی علیه نوار غزه اتخاذ می‌کند اما درباره‌ ماهیت این اقدامات توضیحی نداد.

310 310

خلق و جعل

در این مقاله نویسنده به اهمیت خلق و جعل می پردازد و اینکه هر فاعل توانا برای موجودی که خلق کند هدفی را قرار داده است. آفرینش خدا که با تولید و زاد و ولد فرق دارد هرگز بی دلیل نیست و خدا با جعل خود ویژگی­ های لازم را به هر پدیده عطا، و هدف خویش را از خلقت آن بیان کرده است تا آن پدیده بر اساس آن عمل کند. به نظر می­ رسد نسبت به استفاده صحیح از واژه جعل در فرهنگ دینی ما با آن همه تأکیدی که قرآن برآن دارد جفا شده است. از این گذشته خدا برای خوب اجرا شدن فرامین خود همواره حاضر و ناظر است و بر همه پدیده ­ها اشراف حضوری دارد اما این حضور با آنچه که در وحدت وجود مطرح می­ شود فرق دارد؛ زیرا حضورش حضور مدبر و مدیری آگاه است که فرمانش در همه جا ساری و جاری است. خدا در عین حالِ استفاده از ابزار، بر خلاف همه موجودات خود به طور مستقیم به تدبیر جهان می پردازد و مخلوقاتش هم به طور مستقیم با او مرتبط اند. ملک و ملکوت پدیده­ها در دست خدا است و همه گوش به فرمان خالق در حال انجام وظیفه هستند، فقط بشر هست که با اختیاری که خدا به او داده است می  تواند در حوزه­ای محدود به عرض اندام بپردازد؛ اما هرگز چیزی از دائره قدرت خدا خارج نیست. فقر ذاتی پدیده ها عامل حرکت و اجرای اهداف جعل است. و چنانچه غفلت شود، و سریعاً بازگشتی صورت نگیرد عواقب خاص خود را خواهد داشت. 

مقدمه

بسیاری از اعتقادات ما اگر از منبعی موثق گرفته نشود و دائم به تنقیح آن­ها پرداخته نشود به ناگزیر مولود ذهنیات خودساختة ما خواهد بود که حتی سامان دادن آن ها به زعم خود نه تنها مشکل به وجود آمده را حل نکرده ایم بلکه پیرایه­ هایی را بر آن بسته ایم که بیشتر ما را از واقعیات دور کرده است.
رابطه بین خدا و انسان از مهمترین روابط در زندگی بشر بوده و همواره نسبت به آن دغدغه داشته است. عده ای به خاطر ترس، عده ای به خاطر عشق و عده ای به خاطر امید خدا را پرستیده اند. علی (ع) این رابطه را سه نوع می  داند: عبادت تجار، عبادت عبید و عبادت احرار (نهج البلاغه، حکمت 237)!

طبقه­ بندی ارتباط ما با خدا مخلوق همین نوع تفکر است. اگر به افسانه ­ها و اساطیر هم بنگریم می­بینیم که بشر در طول زندگی خود و با فاصله گرفتن از تعالیم انبیا، ضمن اعتقاد به وجود قدرتی لایزال برای اجرای فرامین آن قدرت بی­منتها بر اساس آنچه در زندگی خود دیده، افسانه ­ها ساخته و برای وی تشکیلاتی همانند شاهان قدر قدرت ساخته و پرداخته اند (راسخون، 26/3/1398)، و بعضاً عرفا هم به شکل دیگر با این مسئله برخورد کرده­ اند. آنچه فلاسفه و عرفا ساخته است در بعضی موارد بی­ شباهت با اسطوره ­ها و افسانه ­ها نیست تنها نامشان و مسئولیت شان عوض شده است (فیلوزوفر ات اسپیس[1]، تاریخ بازدید 26/3/1398). باید از راه درست با مسائل برخورد کرد و گرفتار خرافات نشد.

وجود آیات متشابه در قرآن هم برای تدبر است و هم برای جلوگیری از دستبرد نا هلان، تا اینکه هر نسل با دقت بیشتر در­آنها واقعیت را تفسیر کند؛ اما بسیاری آن را بر وفق نظرات انسانی و مدیریت بشری تفسیر و توجیه نموده­اند. و به قول مولوی:

پادشاهان مظهر شاهی حق       عارفان مرآت آگاهی حق

طبقه­ بندی ­هایی که فلاسفه و عرفا کرده ­اند به احتمال برای حل مشکلات خودساخته ذهنی به وجود آمده توسط عده­ ای از آنان  است. به عنوان نمونه، ساختن عوالم چندگانه و یا اقنوم­ های گوناگون، نه تنها مشکلی را حل نکرده بلکه بر مشکلات افزوده است.

سؤالاتی که در این مقاله مطرح اند عبارتند از:

1. آیا خلق با امر یکی است؟
2. آیا خلق با جعل یکی است؟
3. آیا خلق فقط به مشهودات تعلق می­ گیرد؟
4. آیا خلق از طریق زاد و ولد است؟
5. آیا جعل همان علت و همان نظم موجود در جهان آفرینش است؟
6. خدا در خلق و جعل چگونه عمل می کند؟
7. چگونه می توان بر طبق جعل خداوندی حرکت کرد؟
8. نقش دعا در این مورد چیست؟

خلق، آفرینش و جعل، بیان هدف و عطا کردن ویژگی­(ها)  به پدیده ها است
خلق پدیدآوردن، و جعل برای چه منظور پدید آوردن با اعطای خاص خدا است. یکی از معانی خلق پدید آوردن از هیچ (اوجده و ابدعه من العدم ، المنجد) است. در بین معانی گوناگونی که برای جعل آمده معنی اعطا کمتر مورد توجه قرارگرفته است. جعل، علاوه بر خلق، قرار دادن، اعطا و بخشیدن است (سجادی، 1379، 181؛ المنجد، 1986) به این معنا که آنکه می ­آفریند به او خاصیتی اعطا می­ کند و طبعاً این اعطای خاصیت، و نشان گذاری هدف، به نوعی علت وجودی آن را تشکیل می دهد. آیه «قال ربنا الذی اعطی کل شیئ خلقه ثم هدی» (طه، 50) یعنی: گفت پروردگار ما کسی است که هر چیزی را خلقتی که درخور اوست داده سپس آن را هدایت فرموده است، مشعر بر این مفهوم است. از خلق کمتر سخن می­گویم زیرا برای همه بدیهی است که جهان آفریده خدا است و بشر هم به عنوان جانشین و خلیفه خدا تا حدودی در بعضی موارد می ­آفریند. باید توجه داشت که در خلق هم که به صورت ابداع و پدیدآوردن از هیچ است، بسیاری تحت تأثیر آموزه های یونانی ولو با صبغه عرفانی به انحراف رفته ­اند که توضیح آن خواهد آمد. اما آنچه بیشتر می­تواند به ما در فهم حقایق جهان یاری رساند مفهوم جعل است. اگر چه خلق هم بدون هدف معنا ندارد ولی جعل به عنوان نرم افزار خلق، در جای­ جای قرآن هدف آفرینش هر پدیده را بیان کرده است. 
با اینکه جعل معانی متعددی دارد، در اصطلاح فارسی­ زبانان به ویژه در اصطلاح حقوقی اغلب معنای منفی دارد (دهخدا، 1377) و هر کس جاعل باشد گویی که به ­ناحق بر انجام کاری اصرار داشته است. شاید این هم به این علت باشد که جاعل اصلی خداست و هرکس بخواهد در جهانِ خلقت جعل کند گویی به انحراف افتاده است.
قرآن به دو مسئله خلق و جعل توجه فراوان نموده است. خلق و مشتقات آن در حدود 240 بار و در مقابل جعل و مشتقات آن در حدود 300 بار در قرآن تکرار شده است (فؤاد عبد الباقی، 1383ق.). این شاید به این علت باشد که جعل به هدف وجودی، علت و خاصیت درونی اشیاء توجه دارد و بی­ شک هیچ خلقی بدون علت و هدف آفریده نشده است. مضافاً اینکه در خلق یک پدیده ممکن است اهداف گوناگونی وجود داشته باشد؛ به عنوان مثال می ­توان به خلق زمین اشاره کرد که در آن اهداف (جعل) متعددی نهاده شده: هم مهاد (گهواره) است «اَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهاداً» ( نیأ، 6)، و هم فراش است «و الارض فرشناها و نعم الماهدون» (ذاریات، 48)،  و هم در آن معایش خلائق است «وَ لَقَدْ مَکَّنَّاکُمْ فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلْنا لَکُمْ فیها مَعایِشَ قَلیلاً ما تَشْکُرُونَ» (اعراف 231)، و هم کوهها و راهها را در آن قرار دادیم «جَعَلْنَا فِی الْأَرْضِ رَوَاسِیَ أَنْ تَمِیدَ بِهِمْ وَجَعَلْنَا فِیهَا فِجَاجًا سُبُلًا لَعَلَّهُمْ یَهْتَدُونَا»  (انبیا، 31 )، هم رام انسان است «هو الذی جعل لکم الارض ذلولاً» (ملک، 15) و هم محل اجتماع مردم است که «الم نجعل الارض کفاتاً» و…. جالب این­که این جعل خود می  تواند به شقوق فراوان دیگری تبدیل شود و زمینة مطالعات بیشتر را فراهم آورد؛ به­ این معنا که حال که زمین مهد است چرا و چگونه مهد بودن آن تحقق می یابد و یا باید آن را شناخت و از آن بهره برد. حتی خدا آنچه را که انسان می سازد را به خود نسبت می­دهد مانند «و له الجوار المنشآت فی البحر کالاعلام» (رحمن، 24) و برای اوست کشتی های ساخته شده که در دریا به حرکت درمی‏ آیند. 
متأسفانه
با این همه تأکید قرآن بر مقوله جعل اغلب مفسران آن را یا با خلق مرادف گرفته و یا کمتر از اهمیت آن بحث کرده  اند و فلاسفه هم به نوبه، آن را در دائره بحث وجود و ماهیت محصور کرده و جعل را به یکی از آن دو نسبت داده­اند. عبارات زیر نمونه هایی از موارد بالا را ارائه می­کنند. سید عرب در دائره المعارف بزرگ اسلامی می نویسد ( 18، 226):
جعل اصطلاحی فلسفی به  معنای ابداع هویت و ذات شیئ به نحو خاص که همان وجود شیئ است. جعل در لغت به معنای خلق و صنع و صیرورت  و در اصطلاح فیلسوفان به معنی ایجاد است. این اصطلاح در فلسفه یونان معادلی نداشته است. اما حکیمان مسلمان یکی از مباحث فرعی جعل را از آراء پیروان رواقیان در عالم اسلام دانسته ­اند (صدرالدین، المشاعر، 37؛ نراقی، 77). نیز به گفته فاضل تونی از مفهوم سخنان ارسطو مستفاد می ­شود که وی وجود را مجعول می ­دانسته است. اصطلاح جعل احتمالاً از قرآن کریم (بقره، 22؛ نحل، 81) به علم کلام راه یافته است و سپس در فلسفه اسلامی حکیمان پس از ابن سینا و سهروردی در مباحث «علیت»، «امکان»، و « وجود و عدم» از آن سخن گفته ­اند.
همانطور که ملاحظه می  شود متن بالا جعل را به جای اصطلاحی قرآنی اصطلاحی فلسفی می­داند و آن به ابداع هویت و ذات شیئ اطلاق شده که فلاسفه از آن بهره برداری کرده  اند. جالب است که بر اساس نظر فوق، برای جعل که واژه ای قرآنی است معادلی در فرهنگ فلسفی یونانی نیست. و عجیب­تر آنکه، با آن همه تأکیدی که قرآن بر جعل دارد و به روشنی هدف از آفرینش مخلوقات را بیان می­دارد، گفته است به احتمال از قرآن گرفته شده است! همچنین، در عبارات فوق آن را به مباحث فلسفی وجود، امکان، و علیت مربوط دانسته است. می­ توان پرسید که با آنکه جعل واژه یونانی نیست از کجا و توسط چه کسانی به ­یکباره بار فلسفی پیدا می­کند و آن همه تأکید قرآنی نادیده گرفته و در بحث ماهیت و وجود خلاصه می ­شود؟

در دانشنامه جهان اسلام (1375-)  ذیل ماده جعل می خوانیم:
جعل از مباحث فلسفه و از احکام وجود و ماهیت و در لغت به معنای قراردادن، خلق کردن، گردانیدن، شروع به کارکردن، آشکار ساختن و نامیدن است (خلیل بن احمد؛ شرتونی) و در اصطلاح فلسفه، اعطای واقعیت به شیئ است که واقعیت ذاتی آن نباشد. بحث در باره جعل، در واقع بررسی این مسئله است که مجعول و اثر جاعل چیست؟ به ­عبارت دیگر، علت به معلول خود چه عطا می ­کند که آن را واقعیت و تحقق عینی می بخشد؟ بدین ترتیب مدار و محور آموزه جعل، اثر خاص جاعل، علت در شیئ ممکن است که ذاتاً وجودش ضرورت دارد نه عدمش و برای خروج از این تساوی نسبت به وجود و عدم، نیازمند علتی است که یکی از دو طرف را ایجاب کند (446) …غالب حکمای اسلام پس از ملاصدرا، تحت تأثیر آراء و نظام فلسفی او، در باره جعل، به پیروی از وی به نظریه مجعول بودن وجود قائل شدند (برخواه، دائره المعارف جهان اسلام، 450).

باز در فراز بالا مشاهده می  شود که با آنکه به نقش اثرگذاری جاعل در مجعول و اعطای نیازمندی آن اشاره دارد و به حق بحث علت وجودی واقعیت را متذکر می­ شود، ولی آن را انحصاراً به منازعه وجود و ماهیت که قرن ها مورد اختلاف حکما بوده و هم اکنون هم ادامه دارد مرتبط می ­کند؛ اما از بیانِ گذاردن خواص و ویژگی های منحصر به فرد برای هر پدیده به عنوان علت وجودی آن پدیده دریغ دارد.  در ضمن به نظر می رسد تناقضی هم در عبارات بالا وجود دارد و آن «اعطای واقعیت به شیئ است که واقعیت ذاتی آن نباشد» زیرا قوام وجودی هر واقعیت به واقعیت ذاتی آن است و خلق هر چیز یعنی دادن واقعیت به هر چیز درهر حال، اگر بگوئیم که جعل، بیان هدف و علت خلق آن پدیده است در واقع خواست جاعل را از خلق بیان داشته ایم.

استاد حسن ­زاده آملی (1378، 163) در مُمِدّ الهمم در شرح فصول الحکم در باره جعل و نسبت آن با وجود و ماهیت چنین می نویسد:
و اختلاف در خواص پیدا می  شود که این بنفشه است و آن گل گاوزبان. و این حدود را در لسان حکما ماهیات گویند و در لسان عرفا اعیان ثابته و فیوضات باری تعالی. و مبدأ وهاب فیاض به لسان حال هر عینی که همان استعداد و تقاضا و سؤال ذاتی اوست افاضه می­ فرماید و اسناد امساک و بخل در اعطای خواسته ­های اعیان به واجب مطلق و غنی بالذات که «یداه مبسوطتان» راه ندارد. و آنچه از اوست افاضه وجودات بالذات است. و حدود ناشی از اعیان آنهاست و به اصطلاح مجعول بالذات وجود آنهاست نه ماهیات آنها که همان اعیان باشد… این همان است که حکما می­ گویند: ماهیت مجعول به جعل جاعل نیست یعنی ذات و ذاتی علت نمی­ خواهد. الذاتی لایعلل و العرض یعلل. مثلاً وجود که عارض بر ماهیت است علت می خواهد در موجود شدن نه اینکه خود ماهیت در  ماهیت شدن علت بخواهد.
همانطور که از مطلب بالا استفاده می  شود اولاً جعل به ماهیت نسبت داده شده که مورد استفاده حکما است و عرفا از آن به اعیان ثابته تعبیر می ­کنند. ثانیاً ماهیات یا اعیان ثابته را آنچنان مطرح شده که گویی موجودند و منتظر دریافت فیض باری، با آنکه در بسیاری از موارد گفته می  شود که ماهیت به خودی خود چیزی نیست (ابراهیمی دینانی، 1367) و ثالثاً مجعول بالذات را وجود می دانند که مجعول بالعرض علت می­ خواهد و چون وجود عارض بر ماهیت می  شود پس علت می­خواهد و لابد آن علت خدا است. سجادی در فرهنگ مصطلحات فلسفی ملاصدرا (1379، 181 -182) به  نقل از اسفار در باره جعل می­نویسد:
در اصطلاح فلاسفه عبارت از اثر خاص فاعل است که مناسب با معنای آفریدن باشد. بعد از فراغ از این قاعده که «کل ممکن زوج ترکیبی له وجود و ماهیه» مسئله جعل مطرح شده است، بر این مبنی که آیا کدام یک از دو جزء «وجود و ماهیت» در اشیاء مجعول بالذات اند و کدام مجعول بالعرض و آیا اثر فاعل اولاً و بالذات وجود است یا ماهیت و یا آنکه هیچکدام نیست؛ بلکه اثر جاعل عبارت از اتصاف ماهیت به وجود است. در این زمینه نظراتی چند اظهار شده است: بعضی گویند مجعول بالذات ماهیت است و وجود مجعول بالعرض است؛ بعضی گویند مجعول بالذات وجود است و ماهیت مجعول بالعرض بوده و عبارت از حدود وجود است و بلکه در تمام امور مجعول بالذات وجود عینی اوست و وجود اصل در تقرر است؛ بعضی گویند مجعول بالذات نفس صیرورت ماهیات موجوده می­ باشد؛ بعضی گویند مجعول بالذات مفهوم وجود بما هو وجود است. صدرا گوید مجعول بالذات و معلول بالذات انحای وجودات است به جعل ابداعی بسیط که بافاضه خاص و تجلی اول موجودات عالم از کتم عدم پدیدآمده اند و به تجلی دوم مراتب کثرات صفاتی، اسمائی و افعالی نمودار گردیده اند.
فلاسفه در این باره جعل را دو نوع دانسته ­اند.جعل بسیط و جعل مرکب که احتمالاً برگرفته از تفکرات فیلسوفانه آنان است. تقسیمات جعل به بسیط و مرکب به­ این معنا است که «جعل الشیئ»، یعنی چیزی را آفرید و «جعل الشیئ شیئاً» چیزی را چیز دیگر قرار داد، که مناسب دعوای قائلان به اصالت ماهیت و وجود است. اما این تقسیم را عده ای قبول ندارند: احمد احمدی (1388، 198-199) با آنکه ماهیت را قبول ندارد به مسئله جعل در فصول هستی­ شناسی کتابش، بُن ­لایه ­های شناخت، پرداخته و پس از ذکر قول خواجه نصیر طوسی در شرح تجرید از قول لاهیجی، با آنکه طرفدار اصالت ماهیت است، در رد وجود جعل مرکب اظهار می ­دارد:
وجود، چیزی نیست که به ماهیت بپیوندد و ماهیت با آن تحقق یاید؛ بلکه وجود خود، تحقق و حصول و واقعیت ماهیت است… شما ماهیت را در خارج موجود انگاشتید که جاعل، وجود را به آن ضمیمه می ­کند و این باطل است؛ زیرا ماهیت وقتی نخست تحقق داشته باشد، پس موجود است، چون مراد از وجود، چیزی جز همان کون و تحقق ماهیت نیست، دیگر چه نیازی است که وجود به آن ضمیمه شود… بنابراین تعلق جعل به چنین چیزی، که در اصطلاح جعل مرکب نامیده می­ شود آشکارا باطل است؛ بلکه آنچه تحقق می یابد مجعول به جعل بسیط است.
اما نکته ای که جالب است این است که احمدی (203) هم جعل و علیت را مترادف می داند و حتی جعل را زیر مجموعه علیت بر می­شمرد و اختلاف بین اصاله الماهی ه­ای ها با اصالت الوجودی ها را بحثی لفظی می­ داند.
نکتة دیگر اینکه دائره جعل در قرآن بسیار وسیع است و اگر چه بعضی آن را با خلق مترادف گرفته اند اما به نظر نمی  رسد این پندار دقیق باشد. زیرا خدا وقتی از خلق و آفرینش سخن می گوید می  تواند مقصود را بیان کند. اینکه از جعل به وفور استفاده می  شود نشان از هدف، علت و خواصی دارد که خدا در موجودات قرار داده است و این به خوبی در آیات مشخص است، و در این صورت است که می  توان جعل مرکب را پذیرفت. منحصر کردن آن در دائره اثبات اصالت وجود، یا ماهیت که برگرفته از آرای دیگران است و توسط بزرگان فلسفی / عرفانی ما به کار گرفته شده است، دور از واقعیت به نظر می رسد.

بنابراین، جعل به معنای قراردادن و عطاکردن یا مربوط به گذشته است که خدا چنین قرارداده است ویا مربوط به آینده است که می­ خواهد چنین باشد؛ نیز یا در امور تکوینی است و یا تشریعی. اگر به جنبه ­های مختلف جعل در قرآن توجه شود می­ توان اجمالاً چند تقسیم ­بندی به شرح زیر برای آن قائل شد:

1-از جانب خدا. انی جاعل فی الارض خلیفه (بقره، 34)، جعل الارض مهادا و الجبال اوتادا (نبأ، 6)، جعل بینکم موده و رحمه (روم، 21)؛ والله جعل من بیوتکم سکناَ (نحل، 80) و جعل الشمس سراجاً (نوح، 16) و جعل لکم السمع و الابصار و الافئده (ملک، 23) و الله خلقکم من تراب ثم من نطفه ثم جعلکم ازواجاً (فاطر، 11)، و جعلنا من الماء کل شیئ حی ( انبیا، 30)

2-از جانب مردم.  فجعلهم جذاذا الا کببیراً لهم (انبیا ، 58)، فجعلوا لله شرکاء (رعد،33)، الذین جعلوا القرآن عضین (حجر، 91) ان الملوک اذا دخلوا قریه افسدوها و جعلوا اعزه اهلها اذله (نمل،34). ان فرعون علا فی الارض و جعل اهلها شیعاً (قصص، 4)

3-در امور طبیعی. الذی جعل من الشجر الاخضر ناراً (یس، 80)؛ . الم نجعل الارض مهاداً والجبال اوتاداً (نبأ ، 6)

4-در امور سیاسی و اجتماعی. قال لئن اتخذت الهاً غیری لاجعلنک من المسجونین (شعرا ،29)، تجعلون قراطیس تبدونها و تخفون کثیرا (انعام ، 91)؛ و من قتل مظلوماً فقد جعلنا لولیه سلطاناً (اسرا، 33). اجعلنی علی خزائن الارض انی حفیظ علیم (یوسف، 55).

5-برای دعا، نهی، و استفهام انکاری.  ربنا لا تجعلنا مع القوم الظالمین (اعراف، 47) لا تجعلنا فتنه للقوم الظالمین (یونس، 85) لا تجعلوا لله اندادا و انتم تعلمون (بقره، 22)؛ تنبیه و نتیجه عملکرد انسان. الم نجعل له عینین و لساناً و شفتین و هدیناه النجدین؟

6-به صورت استعاره. لا تجعل یدک مغلوله الی عنقک و لا تبسطها کل البسط فتقعد ملوماً محسوراً (اسرا، 29).

7- نفی رفتار مردم تبهکار. الذین یجعلون مع الله الها آخر فسوف یعلمون (حجر، 97)؛ و یجعلون لله ما تکرهون (نحل، 62).

8- در تمثیل و مثال. و اضرب لهم مثلا رجلین جعلنا لاحدهما جنتین من اعناب (کهف، 32)؛ قل اَرأیتم ان جعل الله علیکم النهار سرمداً الی یوم القیمه من اله غیر الله یأتیکم بلیل تسکنون فیه (قصص، 72)

همانطور که مشاهده می ­شود در آیات فوق کمتر بحث وجود و ماهیت به ذهن متبادر می­شود؛ بر عکس در آن هدف خالق و جاعل در خلق و به تعبیری گذاشتن علت وجودی یا ایجادی آنها توسط گذارندة آن مطرح می­شود. در آفرینش جهان طبیعت و نیز انسان می­بینیم که خدا همه چیز را آفریده ؛ اما اینکه چرا آفریده و برای چه منظوری آفریده است با جعل بیان می­شود. وجود نظم در جهان که اغلب، خدا از آن به آیات تعبیر می­کند فی الجمله به جعل از جانب او اشاره دارد.
خدا به صورت کلی در بعضی از آیات از هدفدار بودن خلقت به صورت کلی سخن گفته است مانند «أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناکمْ عَبَثاً وَ أَنَّکمْ إِلَینا لا تُرْجَعُونَ» (مؤمنون، 115) آیا گمان کردید شما را بیهوده آفریده ایم، و بسوی ما باز نمی ­گردید؟یا «وَ مَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا لَاعِبِینَ»  (دخان، 38) ما این آسمان ها و زمین و آنچه را میان آنهاست به بازیچه نیافریده ­ایم. ؛ اما با جعل نسبت به پاره ای از نعمات خویش تذکر داده و هدف یا هدف های خلقت خویش را در قالب وظیفه آنها بیان داشته است و از حکمت بعضی نعمات و یا اسرار موجود در خلقت خویش پرده بر می دارد و بشر را از آن آگاه می­ کند. بنابراین انحصار جعل به وجود و ماهیت توجیه ­پذیر نیست.
توجه به این نکته مهم است که این بیان تنها با ذکر واژه جعل پایان نمی یابد بلکه از آنجا که خلقت هدفمند، و قرآن نسخه مکتوب نظام آفرینش است به گونه ­های دیگر به این امر اشعار و به این جعل و هدفمندی اشاره دارد که می  توان از آن، هدف، و علت را استنباط کرد. به ­عنوان نمونه (سوره بقره،  164):

 إِنَّ فی خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّیْلِ وَ النَّهارِ وَ الْفُلْکِ الَّتی تَجْری فِی الْبَحْرِ بِما یَنْفَعُ النّاسَ وَ ما أَنْزَلَ اللّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ ماء فَأَحْیا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ بَثَّ فیها مِنْ کُلِّ دابَّة وَ تَصْریفِ الرِّیاحِ وَ السَّحابِ الْمُسَخَّرِ بَیْنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ لاَ یات لِقَوْم  یَعْقِلُونَ. یعنی: 
در آفرینش آسمان ها و زمین، و آمد و شد شب و روز، و کشتی هائی که در دریا به سود مردم در حرکتند، و آبی که خداوند از آسمان نازل کرده، و با آن، زمین را پس از مرگ، زنده نموده، و انواع جنبندگان را در آن گسترده، و (همچنین) در تغییر مسیر بادها و ابرهائی که میان زمین و آسمان مسخرّند، نشانه هائی است (از ذات پاک خدا و یگانگی او) برای مردمی که عقل دارند و می ­اندیشند! علامه طباطبائی در ذیل این آیه می  نویسد  خدا (ج. 1، 610):

هم از علیت و هم از نظم جهان سخن می گوید و در پایان نتیجه می­گیرد که این آیه به وجهی تفصیلی است برای اجمال در آیه «و بارک فیها و قدر فیها اقواتها فی اربعه ایام سواءً للسائلین» (فصلت، 10) و در زمین برکت نهاد و اقوات سکنه آنرا در چهار فصل تقدیر نمود و در آن تبعیضی نیست.
و یا «و لکم فی القصاص حیوه یا اولی الالباب» که می  توان تعبیر کرد جعل الله فی القصاص حیوه. و از این قبیل آیات در قرآن فراوان است. نکته دیگر اینکه وقتی در زندگی، فاعل عاقلی کاری را انجام می­دهد حتماً در اجرای آن پی­گیر است. این پیگیری را خدا به طریق اولی دارد و آن را با آیات دیگر به خوبی نشان داده است. خدا نشان داده است که در همه حال حاضر و ناظر است و نسبت به روند همه کارها در جهان فعال برخورد می­ کند. به عبارت دیگر همه جهان در سایه قدرت وی به کار مشغول اند و پیگیری خدا در هر آن و هر لحظه وجود دارد و او ناظر بر اجرای جعل خویش در آفرینش به طور دائمی و لحظه ­ای و آنی است که «کل یوم هو فی شأن» (الرحمن، 29) . حتی برای انسانها که مختارند باز خدا توصیه و هشدارهای­ لازم را دارد و وعده خود را گوشزد و تکرار می­کند. اینک پاسخ به سؤالات:

1- آیا خلق با امر یکی است؟
در باره تفاوت این دو کلمه بحث های زیادی شده و دانشمندان نظرات گوناگونی ابراز داشته اند. اما به نظر می  رسد که این دو واژه در عین حالی که به هم مرتبط اند تفاوت­ هایی هم دارند. اگر آیه شریفه که «اذا اراد شیئاً ان یقول له کن فیکون» را عام بدانیم و شیئ شامل همه مخلوقات باشد در این صورت خلق هم زیر مجموعه امر است. در این صورت، امر اقدامی عام است و شامل خلق هم می  شود ولی در نگاه دوم همه خلائق جهان از اوامر پروردگار تبعیت می­کنند و بر اساس قراری که گذاشته شده و انتظار و هدفی که خدا از، و برای هر پدیده به طور فردی و یا جمعی داشته است، انجام وظیفه می­کنند، چیزی از قدر و اندازه او خارج نیست. در اینصورت، امر جنبه نرم­افزاری اداره جهان دارد و به معنای تدبیر جهان بر اساس جعل او است.

2-آیا خلق با جعل یکی است؟
در بسیاری از تفاسیر جعل را با خلق یکی گرفته، یا از جعل کمتر سخن گفته اند (طباطبائی، ج. 1، تفسیر آیات 163-167)، در حالیکه اگر دقت کنیم خدا برای همه پدیده ­ها هدفی را جعل کرده است. بنابراین به جای آنکه بخواهیم جعل را مرادف خلق بگیریم و یا آن را در دائره مباحث ماهیت و وجود محصور کنیم لازم است آن دو را مکمل هم بدانیم. شاید بتوان این دو را جایگزین علت فاعلی و علت غائی دانست؛ با این تفاوت که علت غایی مربوط به سرانجام کار است در حالیکه جعل در همان بدو خلق و آفرینش و علت وجودی هر چیزی است.

3-آیا خلق فقط به مشهودات تعلق می­گیرد؟
با آنکه بعضی مفسران خلق را به پدیده­ های مشهود و امر را به پدیده ­های نامشهود و روحانی اختصاص داده اند (تفسیر المیزان، اعراف، 54) ولی اگر امر را همانطور که ذکر شد عام و شامل همه مخلوقات خدا بدانیم خلق و آفرینش خدا بر اساس امر او به همه موجودات تعلق می­ گیرد. بنابراین فرشتگان و یا ارواح قدسی و غیر قدسی در دائره خلق خدای و همه آفریدة اویند. جالب اینکه ملک را بعضی به مشهودات و ملکوت را به مغیبات مرتبط دانسته اند و هر دو آن به دست قدرت پروردگار است. اگر بپذیریم که هر چیز ملک و ملکوت دارد بنابراین غیب و شهود همه پدیده های عالم در دست قدرت خدا و مخلوق او است.

4-آیا خلق زاد و ولد است؟
اگر چه مسئله خلق بدیهی و تجلی بزرگترین قدرت فاعلی خدای قادر متعال در آفرینش است و به ویژه که او برخلاف مخلوقات خود، از هیچ به وجود می­ آورد؛ اما تحت تأثیر فلسفه ­های مادی و سکولار نسبت به تعریف خلق و آفرینش انحرافاتی صورت گرفته است. به گونه ای که برخی برای عقلانی کردن قضیه و مقایسه افعال خدا با افعال انسان به نوعی به تبدیل و تبدل و یا به صورت واضح ­تر، زایش گرویده ­اند. این افکار اگر چه در بعضی موارد صراحت ندارد ولی در مجموع می  تواند به یک دستاورد منتهی شود. از این رو حکما به صادر اول و بسیط الحقیقه کل الاشیاء و عرفا به وحدت وجود و یا تطور و تبدل روی آورده اند. به نظر می رسد این نوع تحلیل ها با آیات قرآن همخوانی ندارد. توضیح بیشتر در زیر ارائه شده است:     

الف. صادر اول
ملا صدرا در تعریف صادر اول می­نویسد (سجادی، 281):
مراد موجود اول است که از ذات حقتعالی بلاواسطه صادر شده و عند التحقیق صادر اول عبارت از وجود منبسط است که به آن نفس رحمانی هم گویند…

 از نظر لغوی، صدر الامر ای حدث و حصل و صدر منه، ای برز و صدر عنه نشأ و نتج (المنجد،1986) است و از نظر اصطلاح، صادر اول عقل، حقیقت محمدی، معلول اول، عقل فعال، عقل کلی، حق، قلم، امر، روح، و مانند است، چه از مُثُل افلاطونی الهام گرفته باشد (رحیم پور، 1389) یا خیر، فرقی نمی کند

ب. بسیط الحقیقه کل الاشیاء و لیس بشیئ منها
در باره بسیط الحقیقه، سجادی در مصطلحات فلسفی ملاصدرا (سجادی، 170) می­نویسد:

واجب الوجود تمام اشیاء و کل موجودات است که وی آن را از غوامض به حساب آورده است و گوید تنها کسانی این قاعده را در می­یابند که از علم لدّنی برخوردار باشند و شکل قاعده بدین صورت است «هر بسیط الحقیقه کل اشیا است، کل اشیای وجودی» مگر آنچه مربوط به نقایص و اَعدام باشد.

ج. وحدت وجود
در وحدت وجود با همه تفاوت آرایی که در میان معتقدان به آن هست نوعی ارتباط خدا با مخلوقات خود وجود دارد و یکی از اساسی ­ترین مباحث حوزه عرفان و نیز فلسفه وحدت وجود، و به معنای همه خدائی است. حال چه ابن­عربی مؤسس باشد و یا دیگران؛ به معنای تشکیک باشد یا غیر آن. به اعتقاد بسیاری تعبیر ابن عربی در فتوحات المکیه (2/459) که می­گوید: «فسبحان من اظهر الاشیاء و هو عینها» یعنی منزه است آنکه اشیاء را آشکار کرد و خود او عین اشیاء بود، نشان از نوعی شرک دارد (مدرسی، 1395، 22-32).

 د. زاد و ولد
و سرانجام آنکه نصیری (مهر نیوز، 25/3/1398) در مورد چگونگی باور عده ای که خلق را نوعی زایش و زایندگی می­دانند می­نویسد:

اما حکمت متعالیه که مدعی جمع بین فلسفه و عرفان است هم سخن از تطور و تبدل خداوند و علت العلل به هستی و مخلوقات گفته و هم خداوند را والد و زاینده هستی دانسته و برای خداوند ولد قائل شده و اگر یهودیان و مسیحیان سخن از «ابن الله» بودن عُزَیر و مسیح گفته اند، صدراییان از ابن الله بودن همه موجودات و  انسانها سخن گفته اند و به صراحت، عالم و هستی را ولید و زاده خداوند دانسته و رابطه خدا و خلق را رابطه ای نکاحی توصیف کرده  اند که محصول این نکاح ازلی، تولد عالم از ذات خداوند بوده است! …ملاصدرا در کتاب مشاعر در فصلی با این عنوان که وجود منحصر به ذات خداوند است، می  نویسد: آنچه ما در آغاز براساس دیدگاه جلیل (فلسفی) علت و معلولش دانستیم {که حکایت از دوگانگی خدا و هستی می­کرد} اکنون بر اساس سلوک علمی و روش عقلی بدینجا رسیده ایم که علت را اصل {و ریشه و منبع، و معلول را شأنی از شئون و دگرگونی ای از دگرگونی های {ذات} او بدانیم. پس علیت و افاضه به معنای متطور شدن و متبدل شدن مبدأ و ذات نخستین به اطوار گوناگون و تجلی آن به انواع ظهورات است (ملاصدرا، مشاعر ص ۵۳ و شواهد الربوبیة ص،۵۰). قیصری شارح فصوص الحکم (۶۷۴) می  نویسد: در خارج وجودی جز وجود خداوند نیست که متلبس به صورتها و حالت ­های ممکنات است و جز خداوند کسی از تجلیاتش لذت نمی­برد و جز او کسی از آن متألم نمی­ شود. فیلسوف صدرایی آقا محمد رضا قمشه ای موسوم به حکیم صهبا می  نویسد: «نه علیتی و نه معلولیتی و نه جاعلیتی (خالقیت) و نه مجعولیتی (مخلوقیتی) در هستی در کار نیست…امر منحصر به کمون و بروز است (کمون و اختفای وجود در ذات خداوند و سپس بیرون آمدن آن از ذات)، پس این نکته مهم را دریاب» (مجموعة آثار الحکیم صهبا، ۱۸۸). آیت الله حسن زاده آملی می­ نویسد (نور علی نور …، ص، ۱۳۴): «نشئه ملک و ناسوت عالم (طبیعت) از مقام لاهوت (الوهیت و خدایی) متولد است بلکه هر معلولی زاده علت خود است… پس در این نکته مهم فراوان دقت کن تا به عمق مطلب برسی». او در مُمِد الهمم باز هم مطلب را بیشتر می شکافد و رسما می گوید که خدا پدر است و عالم و انسانها فرزند او هستند.

من در مورد این امور به بحث نمی­پردازم؛ زیرا در توان این مقاله نیست و قطعاً هر یک به توجیه و تأویل نظرات خود خواهند پرداخت ولی بیان مطالب فوق اشاره به این دارد که اولاً چنین تحلیل­هایی وجود دارد و شاید کمترکسی به طور مستوفا به آن پاسخ داده باشد. البته بعضی علما پاسخ گفته اند (میرزای قمی، 1384؛ فدائی کزازی، 1394). ثانیاً در همه این موارد نوعی وابستگی، رابطه علّی و توالد و زایندگی وجود دارد: در صادر اول که بیشتر به روابط طولی خالق و خلق می پردازد به نوعی دستگاه خلقت را همانند پادشاهان به تصویر می­ کشد، در بسیط الحقیقه بیشتر رابطه افقی خالق و مخلوق ترسیم می­شود که خدا و مخلوقاتش در کنار هم و با هم اند، و در وحدت وجود سهمی برای مخلوقات قائل نیست و همه خلائق را سایه و ظل و هیچ می­داند در حالیکه خدا خود به وجود مخلوقاتش اذعان دارد. زاده شدن هم جز به دلیل مقایسه و قائل شدن به مشابهت بین خدا و خلق، به ویژه با انسان، چیز دیگری نیست.

سوره قل هوالله احد در قرآن مجید، در عین اختصار، ولی کوینده به همه این انحرافات پاسخ گفته است که باید به آن مراجعه نمود. علامه طباطبائی پس از بحث مفصلی که در تفسیر این سوره کوچک دارد، می  نویسد (ج. 20، 673):
و صفات سه گانه­ ای که در این سوره نفی شده، یعنی  متولد شدن چیزی از خدا، و تولد خدای تعالی از چیز دیگر، و داشتن کفو، هر چند ممکن است نفی آنها را متفرع بر صفت احدیت خدای تعالی کرد، و به وجهی گفت فرض احدیت خدای تعالی کافی است در اینکه او هیچیک از این سه صفت [زادن، زاده شدن و کفو] را نداشته باشد، و لیکن به نظر می  رسد این معنا متفرع بر صمدیت خدا باشد.

5-آیا جعل همان علت است؟

اگر چه بسیاری از مفسران وقتی به واژه جعل در قرآن رسیده از آن به سادگی گذشته و در باره آن بحث نکرده و آن را مرادف با خلق دانسته­اند ولی به نظر می  رسد با توجه به وجود نظمی که در جهان آفرینش هست و علت و عللی که در همه پدیده  ها وجود دارد؛ چه در رابطه با انسجام داخلی آنها، یا علاقمندی و میل به ترکیب هر پدیده با پدیده های دیگر می  توان از جعل به عنوان علت اصلی سخن گفت؛ زیرا همانطور که قبلاً مطرح شد آنکس که خلق می  کند غرض و هدفی را دنبال می  کند و برای آنکه هدف او اجرا شود باید خصوصیات و ویژگی­هایی را در آن پدیده بگذارد تا توان انجام غرض محقق شود. به عنوان مثال، اگر خدا از بشر خلیفگی و جانشینی می­خواهد باید او را آنچنان بیافریند که بتواند این رسالت را انجام دهد. مثلاً او باید داری قوه درک باشد. یعنی انسان به ذاته با توجه به قوای داخلی بدنش (نفسش) قدرت فهمیدن را داشته باشد؛ حال چیزی در مقابلش برای شناختن و یا مسئله ای برای درک و تحلیل­کردن باشد، یا نباشد. بنابراین انسان با جعل خداوندی خلیفه شده و شاید علت وجودی او که مسجود فرشتگان شد همین قوه درّاکه اوست. پس اگر سؤال شود علت اینکه انسان می  تواند مسائل را بفهمد و یا تحلیل کند چیست؟ پاسخ این است که خدا وی را چنین آفریده و خدا توان فهم را در او جعل کرده؛ یعنی قرارداده و اعطا کرده است و به تعبیر دیگر همانطور که پیش از این ذکر شد در مکالمه موسی با فرعون که «پاسخ داد که خدای ما آن کسی است که همه موجودات عالم را نعمت وجود خاص خودش بخشیده و سپس (به راه کمالش) هدایت کرده است»: «قال موسی ربنا الذی اعطی کل شیئ خلقه ثم هدی» (طه، 50). بنابراین جعل همان نظم موجود در جهان آفرینش و خدا از آن به آیات هم تعبیر کرده است. به آیه «و جعلنا من الماء کل شی حی» توجه کنید که معنایش به طور اجمال می  شود آب مایه حیات است؛ یا علت حیات درجهان را باید در وجود آب جستجو کرد و یا خدا در وجود آب خواصی را جعل کرده و  قرار داده تا جهان زنده باشد.

آنچه قابل ذکر است این است که قانون بشرساختة علیت (فدائی، 1395؛ فدائی، خبرآنلاین) نمی  تواند پاسخ به سؤالات مطروحه را تأمین کند. مشکلانی که در قانون علیت وجود دارد کم نیست. مسئله سنخیت و یا ضرورت نیاز معلول به علت از مشکلانی است که به سادگی قابل پاسخ نیست. در حالیکه جعل به خوبی می  تواند این مسائل را پاسخ گوید.

6- خدا در خلق و جعل چگونه عمل می­کند؟

همانطور که ذکر شد بر اساس این طرح (به نمودار زیر توجه شود) خدا اراده، و با اراده خویش امر خود را محقق می­کند. این امر شامل خلق او، و این خلق شامل مشهودات و مغیبات هر دو است؛ زیرا همه چیز در دائره «کن فیکون» قرار دارند. خدا در خلق خویش هدف یا اهدافی را نهاده و این برای همه پدیده­های عالم است. به عبارت دیگر از ارواح گرفته تا میکرو ارگانیسم­ها و همه موجودات دیدنی یا نادیدنی از ریز تا درشت و بسیار بزرگ مشمول «کن» وجودی است و بر خلاف آنچه تا کنون تصور شده که پس از «کن» پدیده ناگهانی موجود می­شود (فدائی، از «کن فیکون» چه می دانیم، خبر آنلاین) هر چیزی مراحل لازم را در آفرینش خود طی می­کند. این مطلب می­رساند که هیچ چیزی در جهان از مدار قانونی و علمی خارج نیست و همه چیز در مسیری عمل می  کند که خدا بر وفق نیازش لازم دانسته است. به عبارت دیگر خدا با جعل، اهداف وجودی و یا علت پیدایش هر چیز را در آن به ودیعه می­نهد و هر چیز آن می  کند که باید و تخلفی در دستگاه آفرینش نیست. در ضمن خلق و جعل شامل مشهودات و مغیبات هر دو هست و این همانیست که خدا با عبارت ملک و ملکوت بیان فرموده و اینکه ملک و ملکوت همه چیز در دست قدرت پروردگار است. همچنین خدا همواره بر خلق و جعل خویش اشراف و نظارت دارد. از این به بعد بشر با توانایی­هایی که خدا در وجود او جعل کرده به اکتشاف پدیده  ها و فرایند تشکیل آنها می پردازد تا هم از آن اطلاع پیدا کند و هم، چنانچه بخواهد و نیاز داشته باشد از روی آنها گرته برداری کند و مصنوعات جدید بسازد. در برابرِ انسان هم، جهان آفرینش و از جمله خود او است که مورد بررسی و تحقیق قرار می گیرد. انسان چنانچه قوانین جهان آفرینش را یا با تجربه و یا با آموزه های دینی و علمی فراگیرد و از مسیر درست به استخدام آنها بپردازد به پیشرفت و توسعه دست پیدا می  کند و چنانچه از مسیر نادرست اقدام کند به سقوط و قهقرا نزدیک می شود. همواره راه باز گشت هست؛ البته اگر که وقت آن نگذشته باشد. آنچه در جهان امروز اتفاق می­افتد این است که به خاطر آموزه های غلط از جانب اربابان دین و یا ضعف جستجو، بخش آغازین این مدل (نمودار زیر) توسط بسیاری از محققان  نادیده گرفته، یا انکار می شود. و صرفا از علم بشر به پایین در نمودار زیر محدوده فعالیت آنهاست:

نمودار 1. خلق و جعل و رابطه خدا و مخلوقات جهان و انسان

تذکر این نکته لازم است که این نوشته موهم این نشود که همانند اشاعره چنین تعبیر کنیم که خدا هر کاری دلش می خواهد انجام می  دهد و بر آن منطق و عقلانیتی حاکم نیست. بر عکس کار خدا عین عقلانیت و صواب و حقانیت است و نظم و انضباط جهان آن را روشن، و توصیه و تأکید وی مبنی بر تفکر، تعقل، و تدبر و مانند آن این مطلب را تأیید می کند.

7- چگونه می­توان بر طبق جعل خداوندی حرکت کرد؟

اگر طرح فوق الاشاره پذیرفته شود سؤال جدی این است که بشر چگونه می تواند هدف الهی و علیت وجودی خویش را تحقق بخشد. انگیزه تلاش و کوشش چیست و چه عاملی سبب می شود تا استعدادهای ذاتی وخصیصه های درونی جعل شده از جانب خدا بروز کند؟ برای این منظور دانشمندان نظرات گوناگونی ابراز کرده اند. آموزه حرکت جوهری برای توجیه زمان و حیات جهان یک نوآوری ازجانب ملاصدرا بود اگر چه بعضی آن را به ارسطو هم نسبت می دهند (کریمی، 1378، 71). در عین حال اشکالاتی هم بر آن وارد است (ریاحی، 1384). به نظر می  رسد اگر جعل را مبنا قرار دهیم که خدا در وجود هر چیز علت وجودی آن را قرار داده که بر اساس آن باید به زندگی و حیات خویش ادامه دهد می  توان گفت که فقر ذاتی پدیده  ها برای ادامه حیات، و برای تکامل و بروز استعدادات، چه به لحاظ ساز و کار درونی و یا تعامل و تقابل برونی با پدیده­های دیگر مبنا و منشأ حرکت خواهد بود. پدیده­ها مستقیماً این نیاز به تکامل را از جانب خالق دریافت کرده اند. در انسان با توجه به داشتن اختیار و با اخذ الهام فجور و تقوا از جانب خالق متعال، خود می داند که نیاز را چگونه بر طرف سازد.

8- نقش دعا در این مورد چیست؟

 بشر می­تواند با دعا و امثال آن در سرنوشت خود و جهان تأثیر بگذارد. زیرا برای بالا بردن عمر چیزی با افزودن چیزی؛ و به ویژه با تغییر نگاه و ایجاد انگیزه می توان به آن دست یافت. همانطور که از لب پرتگاه برگشتن باعث عمر بیشتر می­شود. ضمن اینکه اگر همه پدیده  ها را ذی شعور بدانیم این همراهی مضاعف می شود. بشر اگر بخواهد درست زندگی را اداره کند باید هدف از آفرینش خود را بداند و بر اجرای آن نظارت داشته باشد.

 خدا در ذات انسان و یکایک سلول­های بدنش عللی را جعل کرده و فوائدی گذاشته است که اگر بر وفق آن عمل شود هم عمرش طولانی می  شود و هم زندگی بهتری خواهد داشت. خُلق خوش، رفتارنیک، پندار نیک همه بر روی ساختمان بدن و زندگی او و نیز در جامعه تأثیر گذار است.

وقتی با آزمایش معلوم می  شود که اگر به لیوان آبی به خوبی و گشاده­رویی نگاه کنی مولکولهای آن باز می  شود دلیل علمی دیگری است بر اینکه همه پدیده های طبیعت جاندار هستند و بر روی هم تأثیر و تأثر دارند. در این باره مثال­ها فراوان است (پایگاه لینکدین؛ راسخون، تاریخ بازدید 24/3/1398).

اینکه در روایات گفته شده که مثلاَ صدقه، نیکی به پدر و مادر و امثال آن عمر را زیاد می  کند به خاطر تأثیر وضعی است که رفتار و خُلقیات ما بر روی بدن و روح ما تأثیرگذار است. به عنوان مثال اگر کسی به بیراهه می رود بدیهی است که به دره سقوط می  کند و یا گرفتار مصیبت­های دیگر می  شود ولی اگر در همانحال برگردد (یعنی توبه کند) و عملاً بخواهد، که خود، اصل دعا است این بازگشت هم به لحاظ ظاهری خطرات را کم می  کند و بر عمرش افزوده می  شود و هم به لحاظ روانی آرامشی پیدا می  کند که بی شک در سلامت وی تأثیر دارد.

جمع­بندی و نتیجه­گیری

آنچه در این مقاله مورد بحث قرار گرفت این است که در نظام آفرینش خدا هم خلق می  کند و هم جعل. انحصار جعل با این همه تأکیدی که قرآن به آن دارد و در موارد عدیده  از آن یاد کرده است به بحث ماهیت و وجود دور از واقعیت و یا دست کم انحصارگری است. بحث ماهیت و وجود در بین فلاسفه و حکما مطرح است و قائلان به اصالت یکی از آن دو همچنان با هم مناقشه دارند. به نظر می  رسد خدا با جعل، قصد، غرض و هدف و علت وجودی خلق و آفرینش خود را بیان می­کند. با وصف اینکه خود در سوره واقعه آیات (58-70) همه چیز را به خود نسبت می  دهد دیگر جای بحث بر سر حضور دائمی او نسبت به آفرینشش و پیگیری اهدافی که از آن داشته است نیست. بنابراین به جای تمسک به قانون بشرساخته علت و معلولی و گرفتار شدن در مشکلات تعریفی و عملیاتی آن از زنجیرة علت و معلول، علت نخستین و مانند آن می­توان گفت که خدا خالق هر چیزی است و جاعل (گزارنده علت) است که توسط او علت وجودیش تبیین میشود و آنچه را نیاز دارد به او عطا شده و خود او باید به اتکای داشته­های خود به تلاش و کوشش بپردازد. پس خدا هنگامی که اراده می  کند امرش را که شامل همه مخلوقات اعم از مشهودات و مغیبات است را با فرمان «کن» به فرایندِ شدن «یکون» سوق می­دهد. آنگاه این بشر است که با بحث و تحقیق و جستجو از نحوه شدن همه پدیده  ها با توجه به علت وجودی و فقر ذاتیشان برای استمرار وجودی خود و تعامل یا تقابل با پدیده های دیگر، که با جعل همیشگی صورت گرفته است به اکتشاف می پردازد و دانش خویش را برای فهم بیشتر از رازهای آفرینش و نیز گرته برداری و شبیه سازی برای توسعه و پیشرفت در زندگی خود به کار می­برد. در این مسیر تنها انسان است که اگر بر وفق تعلیمات درست از مسیر صحیح به کشف و اقدام بپردازد، توفیق می یابد و اگر بر خلاف عمل کند عقوبت آن را خواهد دید.

منابع

قرآن مجید

نهج البلاغه

ابراهیمی دینانی، غلامحسین (1367). قواعد کلی در فلسفه اسلامی. تهران: مؤسسه مطالعات علمی فرهنگی.

احمدی، احمد (1388). بن لایه های شناخت. تهران: سمت.

برخواه، انسیه (1375-). جعل، در دانشنامه جهان اسلام زیر نظر غلامعلی حداد عادل. تهران: بنیاد دانره المعارف اسلامی.

حسن زاده آملی، حسن (1378). ممد الهمم در شرح فصول الحکم شیخ اکبر محی الدین بن عربی؛ درسهای اخلاقی آیه الله حسن زاده آملی. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

دهخدا، علی اکبر(1377). لغتنامه دهخدا. تهران: دانشگاه تهران

رحیم پور، فروغ السادات (1389). تأملی در مبانی اختلاف نظر ابن سینا و ملاصدرا پیرامون صادر اول و انطباق آن با حقیقت محمدیه (ص).  الهیات تطبیقی 1 (4). 73-88.

ریاحی، علی­ارشد (1384). نقدی بر نظریه «حرکت جوهری» ملاصدرا و تأثیر او از آیات قرآن. مقالات و بررسی­ها. دفتر 78. 13-31.ّ

سجادی، سید جعفر (1379). فرهنگ اصطلاحات فلسفی ملاصدرا. تهران: سازمان چاپ و امتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

سید عرب، حسن (1389).  در دائره المعارف بزرگ اسلامی. زیر نظر کاظم بجنوردی. جلد 18. مدخل جعل

طباطبائی، محمد حسین (1384). تفسیر المیزان. ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی. قم: دفتر انتشارات اسلامی و ابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم. ج. 1 و 20

فدائی، غلامرضا (1395). جستارهایی در هستی شناسی و معرفت شناسی. تهران: امیرکبیر

فدائی، غلامرضا (1393) شرح حال علامه فدائی کزازی. تهران: چاپار.

کریمی، بیژن (1378). حرکت جوهری و زمان. خردنامه صدرا. 17. 70-82.

میرزای قمی، ابوالقاسم بن حسن گیلانی (1384). سه رساله در نقد عرفان. مقدمه و تصحیح سید علی جبار گلباغی ماسوله. مشهد: بنیاد پژوهشهای اسلامی.

المنجد فی اللغه و الاعلام(1986). بیروت: دارالمشرق.

نصیری، مهدی در:

 https://www.mehrnews.com/news/4621341

اسطوره و فلسفه در:

http://philosophers.atspace.com/mogadame.htm

اسماعیلی، مریم: هوشمندی ملکول های آب در:

https://www.linkedin.com/pulse/%D9%87%D9%88%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF%DB%8ه%D9%85%D9%88%D9%84%DA%A9%D9%88%D9%84%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D8%A8-khadijhe-esmaili

                                             https://rasekhoon.net/article/show/680275

فدائی، غلامرضا: از کن فیکون چه می دانیم / و /نقدی بر قانون جهان شمول علیت در:

https://www.khabaronline.ir/news/

[1]Philosopher during space

* دکتر غلامرضا فدائی، استاد دانشگاه تهران / خرداد 1398