عروس خانم 5 میلیون داد و آرایشگر معروف غرب تهران او را کچل کرد!

اوایل زمستان سال 95 بود و «ستاره» تا شب عروسی‌اش زمان زیادی نداشت. او برنامه‌های زیادی برای برگزاری مراسم ازدواجش تدارک دیده بود. لباس عروسی‌اش را خرید اما هنوز نتوانسته بود آرایشگاه مورد نظرش را پیدا کند. هر روز ساعت‌ها در اینترنت و شبکه‌های مجازی می‌گشت اما هیچ یک از مدل‌های آرایش عروس را نمی‌پسندید. پس از هفته‌ها بررسی، بالاخره مدل‌های عروس یک آرایشگاه معروف در غرب پایتخت نظرش را جلب کرد و با پیدا کردن آدرس آن، برای دیدن مدل‌های اصلی به آنجا رفت. همه چیز عالی به نظر می‌رسید و «ستاره» پس از مشورت با همسرش قرارداد 5 میلیون تومانی آرایشگاه را امضا کرد و با خیال راحت وقت گرفت.

مراسم عروسی اواخر فروردین 96 برگزار می‌شد و «ستاره» از حدود یک هفته قبل، برای انجام کارهای مقدماتی به آرایشگاه رفت و آمد داشت.روز عروسی طبق قرار قبلی صبح زود به آرایشگاه رفت تا بتواند بموقع به برنامه عکاسی و فیلمبرداری‌شان برسد اما…

بلایی که سر عروس خانم آمد
«ستاره» درباره اتفاقی که شب عروسی برایش رخ داد گفت: «من هم مثل همه دخترها می‌خواستم شب عروسی‌ام بهترین باشم به همین خاطر پس از کلی جست و جو، کارهای این آرایشگاه که بسیار معروف بود، مورد توجهم قرار گرفت و با مبلغی قابل توجه قرارداد بستم. صبح روز عروسی ام، سر ساعت آنجا حاضر شدم. مسئولیت آرایش صورت و موهایم با دو نفر بود. وقتی کار صورتم تمام شد نتیجه خیلی برایم رضایتبخش بود. نفر دوم بالای سرم آمد و شروع به درست کردن موهایم کرد. اما موقع بستن موهایم، سرم بشدت درد گرفت.
اعتراض کردم و از او خواستم موهایم را کمتر بکشد اما او گفت باید موهایم را طوری ببندد که چشمانم کشیدگی پیدا کند و گرنه صاحب آرایشگاه از او ایراد می‌گیرد. درد سرم هر لحظه بیشتر می‌شد و او برای اینکه کمی حالم بهتر شود یک قرص ژلوفن به من داد. از آنجا که درد سرم آرام نمی‌شد تا پایان کارم 4 قرص مسکن دیگر هم به من دادند تا بتوانم سرم را تکان بدهم.
دست آخر هم به مادر و خواهرم تأکید کردند که مواظب باشند به‌خاطر قرص‌ها حالم بد نشود. در ظاهر کار عالی شده بود و همه تعریف می‌کردند خودم هم از مدل آرایش و موهایم خوشم آمد و از پرداخت 5 میلیون تومان پول آرایشگاه احساس رضایت داشتم اما دردی که می‌کشیدم قابل تحمل نبود. در طول مراسم مدام سرگیجه داشتم و وقتی به خانه رسیدیم مسکن‌ها آنقدر رویم اثر گذاشته بود که بلافاصله بیهوش شدم. صبح روز بعد اثر داروها کم و دردم دوباره شروع شده بود. در قسمتی از بالای سرم درد شدیدی داشتم.
از همسرم خواستم سرم را نگاه کند تا ببیند علت این همه درد و سوزش چیست که ناگهان همسرم گفت وسط سرت به اندازه سه‌بند انگشت زخم شده و خونریزی کرده است. چون برای ماه عسل‌مان بلیت داشتیم روی زخم را ضدعفونی کرده و راه افتادیم. چند روزی که گذشت، متوجه ریزش شدید موهایم در آن قسمت شدم. کم کم موهایم در جایی که زخم شده بود به طور کامل ریخت و وسط سرم خالی شد.»
وی ادامه داد: «بلافاصله به آرایشگاه رفتم و موضوع را توضیح دادم و سرم را دیدند از آنجا که آرایشگاه معروف و پر مشتری بود به همین دلیل وقتی به آنجا مراجعه کردم مرا از سالن اصلی بیرون بردند و به هر نحوی بود سعی کردند آرامم کنند. چند روز بعد پیش دکتر رفتم و آنجا بود که فهمیدم در اثر فشاری که به سرم آمده، پیازهای مویم در ناحیه وسط سر از بین رفته و به گفته پزشکم شاید برای همیشه حتی نتوانم مو بکارم. به همین خاطر به اتحادیه آرایشگرها رفتم. متأسفانه برخورد آنها هم مناسب نبود. رئیس اتحادیه وقتی ماجرا را شنید به جای اینکه درصدد پیگیری برآید گفت: «مشکلی پیش نیامده. کمی موهایت ریخته که می‌شود با کمی جابه‌جا کردن موهایت درستش کنی.» شوهرم با شنیدن این حرف آنقدر عصبی شد که تصمیم گرفتیم از راه قانونی شکایت کنیم.»

اثبات قصور آرایشگر
«ستاره» سه ماه بعد از اتفاقی که برایش رخ داده بود به توصیه پزشکش با مراجعه به دادسرای جرایم پزشکی و دارویی تهران(دادسرای ناحیه 19) از صاحب آرایشگاه شکایت کرد. پرونده عروس خانم تهرانی به دستور بازپرس به کمیسیون پزشکی فرستاده شد و با حضور سه کارشناس مورد بررسی قرار گرفت.
اعضای کمیسیون پس از معاینه سطح آسیب دیده، بررسی مدارک و شنیدن اظهارات طرفین، با توجه به اینکه از 20 سانتیمتر مربع سطح آسیب دیده سر، 18 سانتیمتر مربع بهبود یافته و رویش دوباره مو داشته، آرایشگاه را معادل یک و نیم درصد دیه کامل مقصر خوانده و به‌خاطر بخشی که پیازهای مو از بین رفته بود، معادل سه دهم درصد دیه تعیین کردند.پرونده با صدور کیفرخواست ایراد صدمات بدنی غیرعمدی به شعبه 1043 دادگاه کیفری 2(مجتمع شهید قدوسی) به ریاست قاضی محبوب افراسیاب ارسال شد.
قاضی پس از بررسی مدارک و شنیدن اظهارات شاکی و وکیل صاحب آرایشگاه و همچنین نظریه پزشکی قانونی، مدیر آرایشگاه معروف غرب پایتخت را به پرداخت یک و نیم درصد دیه کامل به‌خاطر آسیب اولیه به سر عروس خانم و سه دهم درصد دیه کامل برای بخشی که موهایش ریخته بود، محکوم کرد.

17231

 

توصیه عجیب مشاور به جوانی که شکایت کرد زنم بداخلاق است: یاد بگیر نفس عمیق بکشی!

مشاور در پاسخ نوشت:

مخاطب گرامی، ابراز علاقه تان به خانم تان که ادعا کرده اید دوطرفه است، یکی از مهم ترین ویژگی های لازم برای یک زندگی مشترک موفق است. با این حال، مهم ترین عاملی که باید در پیامک تان به آن اشاره می کردید، سن همسر تان است. آیا واقعا تجربه او کم است یا این برداشت شماست. با این حال، بعضی افراد در طول زندگی بر اساس ویژگی های شخصیتی و رفتاری که بر آن ها غالب است، زود رنج شده و با کوچک ترین مشکلی، سریع برانگیخته می شوند. در واقع آن ها آستانه تحمل پایینی دارند. آستانه تحمل به عوامل زیادی بستگی دارد. زمانی که آستانه تحمل افراد بیش از حد پایین باشد، عواقب بدی می تواند گریبان گیر خود فرد و اطرافیان او شود. بنابراین چند توصیه به شما می کنیم.

شاید شرایط باعث حساس شدنش شده
زمانی که همسر شما آستانه تحمل پایینی دارد، گاهی کوچک ترین و بی اهمیت ترین مشکلات برای او تبدیل به یک مشکل بزرگ و غیر قابل حل می شود. در بعضی از موقعیت های خاص زندگی، آستانه تحمل افراد به صورت طبیعی پایین می آید مانند بیماری، امتحان داشتن، مکان های استرس زا و زمانی که منتظر شنیدن خبری هستیم. پس نمی توان آستانه تحمل هر فرد را مشخص کرد زیرا در موقعیت های حساس آستانه تحمل افراد تغییر می کند. در واقع میزان آستانه تحمل به شرایط محیط و نوع تربیت افراد در کودکی بستگی دارد. یک نکته مهم این است که شاید همسر شما از نگاه و دید شما آستانه تحمل پایینی دارد و در واقع ریشه اصلی این مشکل در جای دیگری است. پس در مرحله اول ابتدا دلیل و ریشه رفتار همسرتان را پیدا کنید.

همسرتان را درک کنید
در زمانی که همسر شما طاقتش تمام می شود، تنها کاری که باید انجام دهید، این است که او را درک کنید و به احساساتش اهمیت دهید. از او بخواهید تا با خونسردی تمام درباره تمام مواردی که باعث آزار او شده، با شما صحبت کند. او را در آغوش بگیرید و تمام خاطرات خوبی را که با هم داشتید مرور کنید. سعی کنید با یادآوری خاطرات خوب زندگی و جایگزین کردن آن ها با اتفاقات تلخی که همسر شما را آزرده است، شرایط را تغییر دهید. به همراه همسرتان به پیاده روی بروید و قدم زنان از او بخواهید که تمام احساسش را درباره این روزهایش بیان کند.

این مطلب را به همسرتان بدهید
در ادامه چند مهارت و تکنیک برای افزایش آستانه تحمل بیان می کنم که اگر بتوانید این مطلب را به همسرتان بدهید، کمک بزرگی به زندگی مشترک تان کرده اید.
1- مهارت حل مسئله را بیاموزید تابه وسیله آن یاد بگیرید چگونه می توانید با مشکلات کنار بیایید و آن ها را برطرف کنید.
2- در زمان رویارویی با مشکلات، آموزش تنفس عمیق را فرابگیرید و از آن بهره ببرید.
3- هر زمان فکر و مشکلی شما را آزرده خاطر می کند، آن موضوع را یادداشت کنید و برای آن یک جمله بنویسید. سپس به انتها و عاقبت آن موضوع توجه کنید تا به بی اهمیت بودن بعضی از افکار که شما را حساس می کنند، پی ببرید.
4- در صورت نیاز به یک روان شناس بالینی مراجعه کنید تا مشکل تان به صورت ریشه ای حل شود.

17231

 

فتح‌الله‌زاده:کدام تبانی؟به من گیر نده!من که نمی‌دانستم!

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ علی فتح‌الله‌زاده یک پدیده خاص در فوتبال ایران است. او از یک طرف می گوید در دربی 9 نفره معروفی که مارکوس مرک دو یار پرسپولیس را اخراج کرد، فائقی بین دو نیمه به جواد زرینچه و بازیکنان استقلال گفته بود به پرسپولیس گل نزنند و از یک طرف می گوید این مصداق تبانی نیست!

اگر این گفته فتح‌الله‌زاده را باور کنیم باید آن بازی را مصداق تبانی تلقی کرد و به جرم تبانی در بازی باید هم زرینچه، هم فائقی و هم همه عواملی که در آن اتفاق دست داشتند از جمله علی فتح‌الله‌زاده برای همیشه از فوتبال محروم می شدند چون قانون صریح درباره تبانی اینچنین است. او اما سریع در واکنش به این حرف به خبرنگار خبرآنلاین می گوید: «خب من که در جریان نبودم. بین دو نیمه این حرف را زده بودند. به من گیر ندهید. این همه سوژه جدید است گیر دادید به حرف من درباره 20 سال قبل؟»

بعدا که فهمیده چرا با زرینچه یا عوامل دیگر برخورد نکرد؟ می گوید: «حاجی جان من چه کاره بودم؟ تیم برای سازمان ورزش بود. آقای فائقی هم نفر دومش. خودش به زرینچه و بقیه گفته که این کار را بکنند. من چه باید می کردم؟ چرا باید برخورد می کردم؟ خود روسا این تصمیم را گرفته بودند دیگر!»

اما با این حساب آن همه تساوی دربی ها در دهه 80 هم روی هوا می رود؟ مثلا بازی هایی که یک دفعه در دقیقه 90 مساوی می شد یا نمونه هایی از این دست؟ او می گوید: «اصلا مگر می شود در دربی تبانی کرد؟ این چه حرفی است! نه بابا هیچ وقت این اتفاق نیفتاده. آن یک بار هم بازیکنان یک نیمه راه رفتند و مربی ما هم خارجی بود. ولی درباره باقی دربی ها اصلا این طوری نبود که حرفی زده شده باشد. حالا اگر اتفاق عجیبی افتاده باید بروید از خود بازیکنش بپرسید دیگر!»


43258

شگفت انگیزترین جشنواره‌های اسپانیا

از زیبایی‌های شهرهای اسپانیا که بگذریم جشنواره‌ها و مناسبت‌هایی که هر چند وقت یکبار در سراسر کشور برگزار می‌شوند نیز بسیار جالب هستند. همه ساله فستیوال‌های متعددی در اسپانیا برپا می‌شوند که هزاران گردشگر از سراسر اروپا برای شرکت در آن به این سرزمین سفر می‌کنند. در واقع فستیوال‌های اسپانیا بخش مهمی از آداب و رسوم مردم این دیار را تشکیل می‌دهند؛ بنابراین برای آشنایی بیشتر شما عزیزان با این فستیوال‌های منحصربه‌فرد در این مطلب به معرفی برخی از محبوب‌ترین جشنواره‌های این سرزمین خواهیم پرداخت. توجه داشته باشید که مردم هر یک از روستاها و شهرهای مختلف اسپانیا آداب و رسوم و جشن‌های خاص خودشان را دارند و در اینجا تنها با بعضی از آنها آشنا می‌شویم.

1-هفته مقدس | The Holy Week
بر اساس گفته‌های انجیل، هفته‌ی مقدس آخرین هفته‌ایست که حضرت مسیح (ع) بر روی این کره‌ی خاکی زندگی می‌کرد. همین موضوع سبب شده تا مسیحیان این زمان را جشن بگیرند. مراسم هفته‌ی مقدس یک هفته‌ی تمام طول می‌کشد و هرسال در تاریخ 14 آوریل آغاز شده و در بیستمین روز همین ماه به پایان می‌رسد.

لازم نیست حتما فردی مذهبی باشید تا از هفته‌ی مقدس در اسپانیا لذت ببرید، زیرا بسیاری از کسانی که در این فستیوال شرکت می‌کنند مسیحی نیستند و یا از افراد مذهبی به شمار نمی‌آیند. باید بدانید که این جشن در اسپانیا با نام (Semana Santa) نیز شناخته می‌شود. یکی از بهترین مکان‌ها برای شرکت در این فستیوال شهر سویل یا همان سویاست. در هفته‌ی مقدس در سراسر شهر و روستاها شمع روشن می‌کنند و افرادی با شمع‌های بسیار بزرگ، مسئول روشن کردن شمع‌های مردم می‌شوند.

جالب است بدانید که همه ساله هزاران تن با صندلی‌های خود در کنار خیابان‌ها می‌نشینند و منتظر شروع مراسم می‌شوند. تماشاگران اغلب با خود خوراکی‌های سبکی همراه می‌آورند و در کنار خیابان‌ها میل می‌کنند.

2-کارناوال اسپانیا | Carnival
اگر به فستیوال‌های رنگارنگ و موزیکال علاقه‌مند هستید و ترجیح می‌دهید که در جشنواره‌ای شاد شرکت کنید، کارناوال اسپانیا را از دست ندهید. در این جشنواره شرکت‌کننده‌ها لباس‌های متنوع و زیبایی به تن می‌کنند و با حرکات ریتمیک به رقص و آواز می‌پردازند. باید بدانید که کادیس و تنریف دو شهری هستند که کارناوال اسپانیا به بهترین شکل ممکن در آن‌ها برگزار می‌شود.

زمان این کارناوال ماه فوریه است و به صورت پراکنده در سراسر این ماه ادامه پیدا می‌کند. تنریف یکی از جزایر اسپانیاست که اگر آن را برای تماشای کارناوال انتخاب کنید، می‌توانید از سایر تفریحات موجود در آن نیز لذت ببرید. باید بدانید که این جشنواره در سطح دنیا بسیار مشهور است و برای تماشای آن از کشورهای مختلف دنیا به اسپانیا می‌روند. به عبارتی ساده‌تر باید بگوییم که این کارناوال شبیه به یک میهمانی بزرگ است که شرکت‌کننده‌هایش همگی لباس‌های رنگارنگ و زیبا به تن می‌کنند و در کنار هم به شادی می‌پردازند.

3-فالز | Falles
همه ساله در اواسط ماه مارس فستیوالی به نام فالز در شهر والنسیا برپا می‌شود. فالز جشنی بسیار بزرگ و همه‌گیر است و می‌توان گفت که تمامی ساکنان والنسیا در آن شرکت می‌کنند. فالز به قدری محبوب است که نامش در فهرست جهانی یونسکو نیز ثبت شد. فالز فستیوالی یک هفته‌ای است و در این یک هفته عروسک‌های غول پیکری را در سراسر شهر به حرکت در می‌آورند. هر یک از عروسک‌ها سمبل یک شخص بزرگ یا رویدای مهم هستند، برخی از آنها هم برگرفته از شخصیت‌های کارتونی هستند. هر یک از عروسک‌ها جذابیت خاص خودشان را دارند و افراد بسیاری برای تماشای آن‌ها فرسخ‌ها راه می‌روند و دنبالشان می‌کنند.

در طول فستیوال فالز هرروز ساعت 14:00 یک نمایش بزرگ برگزار می‌شود که نمایش همراه با موزیک و آتشبازی است. امسال (2018) بیستمین سالگرد برپایی فستیوال فالز بود به همین خاطر با شور و حالی بیشتر برگزار شد.

4-لاتوماتینا | La Tomatina
لاتوماتینا یکی از منحصربه‌فردترین و مشهورترین جشنواره‌های دنیاست. در این جشن همه گردهم می‌آیند تا به یکدیگر گوجه‌فرنگی پرتاب کنند! اگر تا به حال به سمت کسی گوجه‌فرنگی پرتاب نکرده‌اید لاتوماتینا این فرصت را فراهم کرده تا هرقدر که بخواهید به دیگران گوجه پرتاب کنید. مردم اسپانیا از 70 سال پیش این فستیوال را برپا می‌کنند، در سال‌های ابتدایی شمار شرکت‌کننده‌ها زیاد نبود اما حالا به اندازه‌ای محبوب شده که اروپائیان از کشورهای دیگر به اسپانیا رفته تا در لاتوماتینا شرکت کنند.

این جشنواره در آخرین چهارشنبه‌ی ماه آگوست برپا می‌شود و تنها یک روز است. مردم برای شرکت در لاتوماتینا از چندین روز قبل برنامه‌ریزی کرده و گوجه‌فرنگی خریداری می‌کنند، البته در سال‌های اخیر، دولت مسئولیت تامین گوجه‌ی این جشن را بر عهده گرفته است. مسئولان در این طی لاتوماتینا کامیون‌های حمل گوجه را در شهرها می‌گردانند تا مردم بتوانند هرقدر که می‌خواهند گوجه برداشته و به سمت دیگران پرتاب کنند. در لاتوماتینا قوانینی هم وجود دارد، برای مثال هیچ کسی حق پرتاب لباس یا شی دیگری را ندارد و کسی نباید به دیگران آسیب برساند. حالا علاقه‌مندان به شرکت در این جشن باید بلیط بخرند. میزان فروش بلیط‌ها نشان می‌دهد که سالانه افراد زیادی در این جشنواره شرکت می‌کنند. با تمام شدن فستیوال نیز همه به سمت رودها و حوضچه‌ها می‌روند و خودشان را تمیز می‌کنند.

‏5-لوس پاتیوس | ‏de los Patios
جشنواره‌ی لوس پاتیوس همه ساله در شهر کوردوبای اسپانیا برگزار می‌شود. البته برخی نام شهر و فستیوال را باهم ‏ترکیب کرده و به آن کوردوبا پاتیوس ‏‎(Cordoba Patios)‎‏ می‌گویند. این جشن با شروع ماه می آغاز شده و چند ‏روزی ادامه پیدا می‌کند.‏

این جشنواره یکی از زیباترین و دوست‌داشتنی‌ترین مراسم‌هایی‌ست که در اسپانیا برگزار می‌شود. در طی این جشن ‏مردم کیک‌هایی با طعم گیلاس سرو می‌کنند و در همه جا بساط رقص و آواز برپا می‌شود. از دیگر ویژگی‌های مهم ‏این جشنواره وجود گل‌های گوناگون در آن است، به این صورت که درِ برخی از باغ‌های گلِ خصوصی به روی ‏عموم باز می‌شود و همه می‌توانند از تماشای گیاهان لذت ببرند. اگر علاقه‌مند به شرکت در این فستیوال هستید، بدانید که ‏شهر کوردوبا را با خوراکی‌های خوشمزه‌اش می‌شناسند و باید در طول سفرتان حتما طعم خوش خوراکی‌های محلی ‏این دیار را بچشید.‏

6-آوریل فیر | The Apr Fair
این جشنواره با نام‌های آوریل فیر، سویل فیر یا نمایشگاه آوریل شناخته می‌شود. تا اسم فستیوال به میان می‌آید، در ذهن افراد بسیاری، لبا‌س‌های رنگین بانوان و رقص و موسیقی تداعی می‌شود. در آوریل فیر این تصورات به واقعیت تبدیل می‌شوند. از روز چهاردهم ماه آوریل به مدت یک هفته، مردم شهر سویل لباس‌های رنگی و زیبایی به تن کرده و در خیابان‌ها می‌گردند.

در طی این جشنواره همه‌چیز طوری آماده‌سازی می‌شود که گویا شرکت‌کنندگان چندین سال به عقب بازگشته‌اند زیرا اغلب شهروندان به وسیله‌ی کالسکه به این سو و آن سو می‌روند و همه پوششی همچون اجدادشان به تن می‌کنند. این جشن برای زنده‌نگهداشتن فرهنگ کهن اسپانیایی‌ها به وجود آمد و توضیح و توصیف آن کمی دشوار است و باید در آن حضور پیدا کنید تا اوج زیبایی و جذابیت‌هایش را متوجه شوید.

7-فریا دل کابایو | The Feria del Caballo
فریا دل کابایو عبارتی اسپانیایی‌ست که مترادفش در زبان فارسی نمایشگاه اسب می‌شود. این جشنواره را هر سال در شهر خرز ده لا فرونترا برگزار می‌کنند. این شهر وسعت کمی دارد اما طی این جشن، پر می‌شود از مردم و اسب‌هایی که از شهرهای دیگر به سمتش آمده‌اند.

فریا دل کابایو یک هفته طول می‌کشد و آغازش از ابتدای ماه می است. اما این جشنواره چیست؟ در این زمان، اسب‌ها و سوارکارانی وارد شهر شده و در مناطق مختلف رژه می‌روند و قابلیت‌هایشان را به نمایش می‌گذارند. اگر شما هم به اسب‌ها علاقه‌مند هستید این فستیوال را از دست ندهید. بد نیست بدانید که هر سال حدود 250 اسب در این جشن شرکت داده می‌شوند.

8-آگوست فیر | The Aug Fair
آگوست فیر یا نمایشگاه ماه آگوست نیز یکی از به‌یادماندنی‌ترین جشنواره‌های اسپانیاست. این جشن هر سال اواسط آگوست به مدت یک هفته در شهر ماگالا برگزار می‌شود. اگر در تابستان به اسپانیا می‌روید، شهر ماگالا یکی از بهترین مقاصد برای سفرهای آرامشبخش و استراحت است و می‌توانید در آن شاهد فستیوال‌های متعددی هم باشید.

طی این جشنواره دستفروشان به خیابان‌ها رفته و بازارهای خیابانی برپا می‌شوند. همچنین هرروز گروه‌های متعددی در کوچه‌ها و گذرگاه‌ها به رقص و آواز می‌پردازند. به طور کلی می‌توان گفت که فستیوال آگوست فیر زمان خوبی برای خرید، شادی و آشنا شدن با آداب و رسوم مردم بومی اسپانیاست.

9-ماجور دی گراسیا | Major de Gracia
این جشنواره مخصوص شهر بارسلوناست و یک فستیوال هنری به حساب می‌آید. زمان برپایی ماجور دی گراسیا 15 تا 21 ماه آگوست است. هنرمندان اسپانیایی برای نشان دادن استعدادهایشان دست به کار می‌شوند و گوشه و کنار شهر را به روش‌های مختلف تزیین می‌کنند.

اگر طی این جشنواره به بارسلونا سفر کنید، متوجه خواهید شد که هر بخش از شهر سورپرایزی ویژه برایتان دارد. همه‌جای شهر رنگین و زیباست و همه با شادی از تماشای آثار هنری لذت می‌برند. در این میان برخی از هنرمندان نوپا نیز نمایشگاه‌هایی برپا می‌کنند تا نظر بازدیدکننده‌ها را درباره‌ی آثار خود بدانند.

10-سنت جانز ایو | Saint John’s Eve
یک شب در اسپانیا وجود دارد که برای همه‌ی ساکنان این کشور حایز اهمیت است، شبِ بیست‌وسوم ماه ژوئن. این شب را آغاز تابستان می‌دانند و همه در سواحل کنار هم جمع شده و آتش درست می‌کنند یا به تماشای آتشبازی می‌نشینند.

برخی از شرکت‌کننده‌ها لباس‌هایی به سبک گذشتگان می‌پوشند تا رنگی فرهنگی به این جشنواره بدهند. جالب است بدانید که این جشن شباهت زیادی به چهارشنبه سوری دارد زیرا مردم از روی آتش‌ها می‌پرند و آرزوی خوشی و خوش‌شانسی می‌کنند. در برخی از شهرهای اسپانیا، غذا نیز نقش مهمی در جشنواره‌ی سنت جانز ایو ایفا می‌کند و بومیان خوراکی‌های خاصی تهیه کرده و به همراه دوستان و اعضای خانواده‌شان نوش جان می‌کنند.

سخن پایانی
مروری شد بر برخی از بهترین و معروف‌ترین جشنواره‌های اسپانیا. نظر شما درباره‌ی این فستیوال‌ها چه بود؟ آیا از وجود چنین جشن‌هایی باخبر بودید؟ دوست دارید در کدامیک از آنها شرکت کنید؟

منبع: لست سكند

2121

درگذشت مؤسس مایکروسافت در ۶۵ سالگی و واکنش بیل گیتس

 

به گزارش خبرآنلاین، خانواده وی در سیاتل ضمن
اعلام این خبر گفتند سرطان غدد لنفاوی دلیل مرگ وی بوده است.{لینک}

پل آلن که یکی از پایونیرهای دنیای رایانه محسوب
می‌شد، در دهه 1980 مایکروسافت را ترک کرد و پس از ظهور علائم اولیه سرطان، با
توجه به ثروتی که اندوخته بود، سعی کرد با مالکیت بر تیم NFL شهر، سیاتل را
در صدر نگه دارد.

وی همراه با بیل گیتس در 7 سال اول تأسیس
مایکروسافت، رایانه شخصی را از حالت ابزاری تفننی بیرون برد و آن را به خط اصلی
تولید فناوری تبدیل کرد.

آن دو نام مایکروسافت / Micro-Soft
یعنی یک کمپانی‌ای که برای رایانه‌های کوچک نرم‌افزار تولید می‌کند، را روی برند
خود گذاشتند.

اولین نسخه نرم‌افزاری که ساختند، مبتنی بر برنامه‌نویسی
بیسیک بود و بعداً برای رایانه‌های آی بی ام در 1980 سیستم‌عامل ساختند و در سال
1981 آن را رونمایی کردند.

نام آن را Microsoft Disk Operating System یا
ام اس داس گذاشتند که ویندوز را بعداً از روی آن ساختند و موس و کلیک و گرافیک روی
مانیتور را نیز به آن افزودند. سپس ورد و اسپرید شیتس و پاروپوینت و … را به‌عنوان
بسته آفیس راهی بازار کردند.

بعدها ساتیا نادلا، مدیر فعلی مایکروسافت در
اظهاراتی گفت: پل آلن دنیا را تغییر داد.{لینک}

پل آلن و بیل گیتس از بچگی و از زمانی که هر دو باهم
به مدرسه خصوصی لیک ساید می‌رفتند، باهم بودند. پل با کسب 1600 امتیاز به دانشگاه
ایالتی واشنگتن رفت و دو سال بعد مجبور شد تا به‌عنوان برنامه‌نویس برای Honeywell به بوستون برود، نزدیک جایی که بیل گیتس در آنجا درس می‌خواند.(دانشگاه
هاروارد)

وقتی روی جلو مجله Popular Electronics عکسی از میکروکامپیوتر نقش‌بست، آلن بیل را متقاعد کرد تا هاروارد را رها
کرده و به آلبوکرک، جایی که استارتاپ MITS بود، بروند. آن‌ها
در آلبوکرک با ماشینی بدون سیستم‌عامل مواجه شدند و قول دادند که برای آن سیستم‌عامل
بسازند.

آنچه آن‌ها ساختند، Microsoft basic
نامیده شد و هرچند هر دو سخت‌کوش بودند، اما بیل گیتس سخت‌کوش‌تر بوده و شروعی بی‌نظیر
داشت؛ درحالی‌که آلن نقش مذاکره‌کننده را در تجارت جدید خود داشت.

آن‌ها مایکروسافت را از نیومکزیکو به سیاتل
بردند. در اوایل 1980 بود که آلن از وظایف روزمره خود در مایکروسافت دور شد که
بخشی از آن به دلیل داشتن روابط نه‌چندان خوب با بیل گیتس بود اما تا سال 2000 در هیئت‌مدیره
باقی ماند اما وقتی فهمید اسیر سرطان غدد لنفاوی شده، کمپانی را رها کرد.

در همین زمان بود که تنش با بیل گیتس و همچنین
استیو بالمر، معاون بیل زیاد شد و درنهایت بالمر مدیر اجرایی مایکروسافت شد و اختلافات
میان آلن و بیل بیشتر از قبل شد. آلن در خاطرات خود در سال 2011 از نقش بالمر در
کاهش سهامش در مایکروسافت جملات شکایت‌آمیزی گفت.

بیل گیتس دوشنبه‌شب در اظهاراتی رسمی گفت: چه
زمانی که باهم به مدرسه لیک ساید می‌رفتیم تا زمانی که باهم در مایکروسافت شریک
شدیم؛ همواره پروژه‌های مشترک زیادی انجام دادیم و پل یک شریک درست و دوشت داشتنی
بود و فناوری‌های نرم‌افزاری مرتبط با رایانه‌های شخصی بدون او به وجود نمی‌آمد.

به نوشته بلومبرگ ثروت او به 26.1 میلیارد دلار
رسید که بعداً 2 میلیارد دلار آن را به سازمان‌ها و نهادهای علمی، آی تی و آموزشی
بخشید. انستیتو تحقیقاتی علوم مغز در سال 2003 و انستیتو هوش مصنوعی را در سال
2014 بنا نهاد.

5656

 

آدم‌ربایی، تجاوز و فیلمبرداری از قربانی، بلایی که طلبکاران سر نامزد مرد بدهکار آوردند!

دختر جوان سوار بر موتور نامزدش شد تا به همراه او و یکی از دوستانش به خانه برود. اما در زیر گذر پل شهید رجایی تهران دو مرد از خودروی پژو 206 پیاده شدند. مردان ناشناس قمه به دست دو مرد موتور سوار را تهدید کرده و به زور دختر جوان را سوار خودرو کرده و متواری شدند.

پریسا عصر همان روز با پلیس تماس گرفت و از گروگانگیری 5 ساعته‌اش توسط مردان پژو سوار خبر داد. دختر جوان گفت: 5 ساعت قبل دو مرد جوان مرا ربودند و به خانه‌ای که پاتوق مواد فروشان بود بردند. آنها مرا در اتاقی حبس کرده و پس از آزار و اذیت و تهیه فیلم‌های سیاه آزادم کردند. من از مردان پژو سوار به خاطر آدم‌ربایی و آزار و اذیت شکایت دارم.
با شکایت دختر جوان تحقیقات آغاز شد. در نخستین گام کارآگاهان با راهنمایی‌های دختر 28 ساله راهی خانه شیطانی شدند. با ورود به خانه آنها مرد میانسالی را بازداشت کردند. مرد میانسال در تحقیقات گفت: این خانه متعلق به من است اما نمی‌دانم در اینجا چه اتفاقی رخ داده است. من از چند روز قبل به کمپ ترک اعتیاد رفته بودم در این مدت خانه دست پسرم- شایان- بود.در ادامه تحقیقات، کارآگاهان به سراغ شایان رفته و او را بازداشت کردند. شایان در تحقیقات اولیه منکر ماجرا شد اما زمانی که با دختر جوان رو به رو شد به آدم ربایی اعتراف کرد. او گفت: من و دوستم اعتیاد به مواد مخدر داریم. با نامزد پریسا هم سر خرید و فروش مواد آشنا شدیم. گاهی اوقات در پاتوقی که دور هم جمع می‌شدیم او مواد می‌آورد و داد و ستد داشتیم. تا اینکه آرش – نامزد پریسا – به من یک میلیون تومان بدهکار شد. چند باری به سراغش رفتم و پولم را خواستم اما هر بار بهانه آورد.
برای اینکه پولم را از آرش بگیرم موضوع را با دوستم در میان گذاشتم. به این نتیجه رسیدیم که پریسا را برباییم و با تهدید از آرش پول بگیریم. روز حادثه به کمین او نشستیم و زمانی که آنها در حال عبور بودند راه را سد کردیم. با ربودن دختر جوان او را به مخفیگاهمان بردیم و با آرش تماس گرفتیم. او را تهدید کردم که اگر یک میلیون تومان را برنگرداند فیلم‌هایی را که از نامزدش گرفته‌ام در فضای مجازی منتشر می‌کنم. آرش مدام از ما مهلت می‌خواست وقتی اوضاع را چنین دیدیم پریسا را رها کردیم.
با اظهارات متهم، همدستش نیز بازداشت شد و تحقیقات در این خصوص ادامه دارد.

17231

 

سقوط بچه از طبقه سوم به خاطر سهل‌انگاری پدر بی‌احتیاط

پدر بی احتیاط با بیرون کردن کودک چند ساله اش از پنجره طبقه سوم شروع به بازی با او کرد اما در یک لحظه بچه از دستش سر خورد و به پایین سقوط کرد.

مرد بی احتیاط که به گفته خودش در این ماجرا شانس آورده و خیلی وحشت کرده بود در این باره گفت: هر موقع که از سرکار به خانه بر می گشتم زمان عوض کردن لباسم کودکم از من می خواست او را از پنجره مشرف به خیابان بیرون نگه دارم تا اطراف را نظاره کند. این ماجرا ادامه داشت تا این که روز حادثه حین عوض کردن لباس هایم کودک چند ساله ام دوباره از من خواست او را از پنجره طبقه سوم آویزان کنم تا اطراف را ببیند.
زمانی که او را از پنجره بیرون نگه داشتم در یک لحظه پسر بچه بازیگوشم شروع به تکان خوردن و بازی کرد که ناگهان از دستم سر خورد و به پایین سقوط کرد.
خوشبختانه فرزندم بالای سقف خودرو که مقابل ساختمان پارک کرده بودم افتاد و از این اتفاق جان سالم به در برد.
زمانی که با وحشت بالای سر کودک مان حاضر شدیم دیدیم فقط او خراش کوچکی برداشته و بعد از معاینه پزشک متوجه شدیم مشکل خاصی ندارد. این ماجرا برایم تجربه شد تا دیگر هوس چنین بازی خطرناکی با کودکم نکنم.

17231

 

جایزه اسپانیایی‌ها برای بازیگر فیلم «خوک»/ حسن معجونی برترین بازیگر جشنواره سیتگس

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، فیلم «خوک» در تازه‌ترین حضور
جشنواره‌ای در اسپانیا و در جشنواره سیتگس به نمایش درآمد و در نتیجه رقابت با سایر
آثار، جایزه بهترین بازیگر مرد این رویداد سینمایی به حسن معجونی برای بازی در آن
اختصاص پیدا کرد. جشنواره سیتگس
در شهر کاتالونیای اسپانیا برگزاری می‌شود و جشنواره‌ای مختص فیلم‌های تخیلی
و ترسناک است.

«خوک» چندی پیش موفق شده
بود جایزه بهترین فیلم جشنواره گرولاند فرانسه را نیز به دست بیاورد.

نخستین نمایش جهانی فیلم
«خوک» در جشنواره فیلم برلین بود و همزمان با حضور در جشنواره‌های مختلف، اکران بین‌المللی
این فیلم چند ماهی است آغاز شده است.

تازه‌ترین ساخته مانی حقیقی
از روز 13 آذرماه (پنجم دسامبر) در فرانسه روی پرده خواهد رفت. سوییس، روسیه و
کشورهای اروپای شرقی از دیگر نقاطی هستند که «خوک» در آنجا روی پرده رفته است.

حسن معجونی، لیلا حاتمی،
پریناز ایزدیار، لیلی رشیدی، سیامک انصاری، مینا جعفرزاده، آیناز آذرهوش و علی
مصفا از جمله بازیگران این فیلم هستند.

در خلاصه داستان «خوک»
آمده است: «حسن خشمگین است. او مدتی است موفق به فیلم ساختن نشده. ستاره محبوبش
صبر ندارد و می‌خواهد با کارگردانان دیگر همکاری کند. همسرش دیگر عاشقش نیست.
دخترش بزرگ شده و دیگر مستقل است. مادرش پیر شده و کم‌کم حافظه خود را از دست
داده. مزاحم جذابی او را هر جا می‌رود تعقیب می‌کند و اصرار دارد حسن او را وارد
دنیای سینما کند. از همه بدتر، قاتلی در سطح شهر مشغول کشتن کارگردانان سینمای ایران
است، اما حسن را نادیده گرفته. حسن رنجیده است: آیا او مهمترین فیلمساز این شهر نیست؟
پس چرا قاتل تحویلش نمی‌گیرد؟…»

5858