آیا اصولگراها مى‌توانند ٥ یا ٦ میلیون شغل ایجاد کنند؟

يكى از چالشى ترين شعارهاى كانديداهاى اصولگرا در انتخابات پيش روى ايجاد بين ٥ يا ٦ ميليون شغل تازه در طى ٤ سال آينده است . طبيعى است كه در حالى كه طبق آمارها نرخ بيكارى به ١٢.٥ درصد و نرخ بيكارى جوانان به ٢٨ درصد رسيده است،شعار ايجاد اشتغال چند ميليونى بسيار مى تواند براى پيروزى در انتخابات جذاب باشد. 
اما حقيقتا چگونه مى توان اشتغال ميليونى ايجاد كرد؟ نرخ بيكارى يا ايجاد اشتغال در اقتصاد يك شاخص پس نگر يا lagging indicator است  بدين معنى كه بقيه متغيرهاى مهم اقتصادى همانند نرخ رشد اقتصادى و نرخ تورم بايد در يك شرايط مطلوب قرار گيرند تا در سيكل بعدى اقتصادى منجر به كاهش بيكارى و ايجاد اشتغال شود . پس به نوعى وعده ايجاد اشتغال ميليونى با هدف جذب راى بيكاران، از نظر اقتصادى وعده ايجاد نرخ رشد اقتصادى پايدار و مستمر است . اما سوال اساسي اين است كه زير ساخت هاى فرااقتصادى ايجاد نرخ رشد اقتصادى پايدار در ايران چيست؟ آيا اصولگرايان از نظر پارادايمى امكان ايجاد اتمسفر نرخ رشد اقتصادى پايدار و مستمر در اقتصاد ايران را دارند؟ 
واقعيت هاى اقتصاد ايران در طى سالهاى اخير اين است كه ما به دليل سياست هاى پولى و مالى دولت نهم و دهم دچار انبساط و بسط ظرفيت هاى توليد و عرضه در اقتصاد فراتر از ظرفيت هاى تقاضا واقعى اقتصاد شده ايم و به نوعى ظرفيت تقاضاى داخلى اقتصاد ايران كه عمدتا شامل تقاضاى مصرفى خانوار، تقاضاى مصرفى دولت و سرمايه گذارى هاى تازه است، كمتر از حدى است كه بتواند چرخ اقتصاد ايران را وارد يك دوره رشد مستمر كند.

در چنين شرايطى است كه مى توان گفت اقتصاد ايران براى داشتن نرخ هاى رشد مستمر نزديك به ٨ درصد و به دنبال ايجاد اشتغال در حد چند ميليون نياز به ايجاد موج  تقاضاى تازه در اقتصاد دارد و آن تقاضاى خارجى است . 
به طور خلاصه مى توان گفت شعار اشتغال چند ميليونى اصولگراها محقق نمى شود، مگر شعار و هدف اصلى دولت هايشان توسعه صادرات و به بيان ديگر باز كردن درهاى كشور بر روى جهان باشد. و اينجا اين سوال اساسي مطرح مى شود كه آيا باز كردن درهاى كشور بر روى جهان و بسط روابط سياسي و فرهنگى و اقتصادى با همه جهان و پرهيز از هرگونه ايجاد تنش در روابط بين الملل منطقه اى و جهانى در پارادايم سياسي جريان اصولگراى كشور قرار دارد؟! 
واضح است كه هيچ كشورى نمى تواند وارد فاز توسعه صادرات يا ايجاد تقاضاى تازه براى اقتصادش براى رسيدن به اشتغال چند ميليونى شود و همزمان به دنبال ايجاد تنش با همسايگان و جهان سياسي خودش باشد . 
به نظر نگارنده در دوره كاهش قيمت جهانى نفت و درآمدهاى نفتى ايران در طى سالهاى گذشته و احتمالا آينده و در شرايط ادامه ركود و ناتوانى سطح تقاضاى داخلى اقتصاد ايران براى ورود اقتصاد ايران به دوره نرخ رشد اقتصادى مستمر، هيچ راهى جز توسعه صادرات و باز كردن درهاى كشور بر روى جهان و شركت هاى خارجى و پيوستن به قطار نظام جهانى براى رسيده به اشتغال  چند ميليونى نمى ماند و اين پيوستن از اساس با بنيان سياسي جريانى كه استقلال با تعريف دهه هفتادى ميلادى آن و مقابله با نظام سلطه و حاكم بر جهان را رگ حيات خود مى داند در تضاد است و همچنان معتقدم كه شعار اشتغال ٥ يا ٦ ميليونى كانديداهاى اصولگرا همانند شعار ٢.٥ برابر كردن درآمدهاى كشور در طى ٤ سال، حداكثر تا روز انتخابات ٢٩ ارديبهشت دوام خواهد داشت و اين شعارها نيز در ادامه بازار داغ عوامگرايي انتخاباتى تنها با هدف جذب راى طبقات فرودست جامعه مطرح شده است .

*اقتصاددان

 

3535

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *