تنها راه برون رفت از خاموشی صرفه‌جویی 10 درصدی است

شرکت توزیع برق استان البرز در توضیح خاموشی‌های ناخواسته و خارج از برنامه استان اعلام کرد: با توجه به تداوم گرما و افزايش دما به بيش از ٤٠درجه سانتيگراد و متعاقبا بالا رفتن مصرف، باعث آسيب در تجهيزات فوق توزيع (درمحدوده عملكرد برق منطقه‌اي تهران ) و نيز تجهيزات شركت توزيع از قبيل ترانس‌هاي زميني، هوايي و سركابل‌هاي اتصال برق به شبكه می‌شود.
لذا تا زمان رفع مشكل ازطرف برق تهران و نيز شركت توزيع در يك بازه زماني، مشتركين خاموشي را احساس مي‌کنند؛ که علت قطعي‌هاي مكرر مصرف بالا بوده و پس از برقدار شدن شبكه، سيستم‌ها و رله‌هاي حفاظتي جهت جلوگيري از خسارت بيشتر به شبكه مانند فيوزهاي موجود در منازل كه در زمان مصرف بالا از خود واكنش نشان مي‌دهند؛ بصورت اتوماتيك برق راقطع مي‌کنند.
بنابراین تنها را برون رفت از مشكلات قطعي با برنامه و بي برنامه، صرفه جويي مشتركين به ميزان حداقل ١٠درصد است.
مجددا از مشركين محترم برق استان البرز بابت قطعي‌ها وخاموشي‌هاي ناخواسته عذر خواهي مي‌نماييم.
گفتنی است پیش از این مدیرعامل شرکت توزیع برق استان البرز در گفت و گو با ایسنا از مصرف 18 درصد برق استان توسط سیستم‌های سرمایشی خبر داده و اعلام کرده بود که یکی از بهترین‌ راه‌های صرفه‌جویی در این ایام خاموش کردن کولر و سیستم سرمایشی به مدت یک تا دو ساعت در زمان اوج مصرف است.

 

 

46

ای برق لامروت!

به بهانه قطعی برق در شهرهای مختلف


ای برق لامروت با ما بیا وفا کن
در این دو روز گرما کمتر برو جفا کن

از ما مگر چه دیدی که اینچنین رمیدی؟
بی معرفت نباش و فکری به حال ما کن

وقت بدی است جانا بهر فراق و دوری
باور نمی کنی گر چشمی به این دما کن!

مائیم و موج گرما شب تا به روز دعوا
لطفا بیا ببخشا٬ رحمی به آشنا کن

رو سر بزن به منزل٬ داغ است چون جهنم
درک من خراب و شبگرد بینوا کن

جان بسته کولر شد٬ دل بسته چیلر شد
برگرد و بار دیگر با ما دمی صفا کن

گو با وزیر نیرو با آن عزیز خوش رو
اینکه به جای خنده این درد را دوا کن!

در وادی وزارت ما را گذر ندادند
گر تو نمی توانی لطفا برو رها کن

آسایش دو گیتی تفسر این دو حرف است
یا آب یخ بنوش و یا که برو شنا کن

از شدت حرارت دل می رود ز دستم
صاحب دل گرامی از این سبب دعا کن

 

 

مجید مرسلی
6060

 

میزان محبوبیت کالاهای ایرانی در دنیا را ببیند

ویژگی‌های اثرگذار در محاسبه شاخص “ساخت کشور”
شامل کیفیت،  استانداردهای ایمنی، قیمت مناسب،
‌ منحصر به فرد بودن، طراحی‌ عالی، استفاده از فناوری پیشرفته، ‌اصالت کالا، پایداری
و سازگانی با محیط زیست و  نیز تولید منصفانه
است که با هدف بررسی شهرت و محبوبیت محصولات کشورهای مختلف جهان در سال ۲۰۱۷ برای ۴۹ کشور و نیز اتحادیه اروپا محاسبه شده است
که به طور کلی ایران در ارزیابی کالاهای ۵۰ کشور با امتیاز شاخص
۲۷ در رتبه ۵۰ قرار دارد و محبوبیت کالاهای ایرانی براساس ویژگی‌های ارزیابی در مقایسه
با سایر کشورها کمتر از حد متوسط است.

این نکته قابل ذکر است که محدود بودن تعداد کشورهای
ارزیابی شده از عواملی است که می‌تواند بر رتبه کشورمان اثرگذار باشد. همچنین وجود
نام ایران در بین ۵۰ کشور ارزیابی شده گویای شناخت نسبی مصرف
کنندگان برچسب “ساخت ایران” است که می‌تواند وجه مثبتی در این گزارش باشد.

درصد محبوبیت کالاهای ساخت ایران در بین ۵۲ کشور دنیا در سال ۲۰۱۷ به گونه‌ای است که کالاهای ساخت ایران با
۴۱ درصد دارای بیشترین میزان محبوبیت در کشور
پاکستان هستند. پس از آن ویتنام و بحرین با ۳۵ درصد،  چین با ۳۳ درصد، هندوستان با ۲۹ درصد، ‌مالزی با ۲۷ درصد، اکوادور با ۲۵ درصد، مکزیک با ۲۴ درصد و شیلی و آمریکا با ۲۳ درصد قرار دارند.

پس از این کشورها، کالاهای ساخت ایران در کشورهای
کنیا با ۲۲ درصد، سنگاپور، کانادا و ونزوئلا با ۲۱ درصد، پرتغال و فیلیپین با ۲۰ درصد، ‌ ترکیه، آرژانتین،
‌انگلستان و روسیه با ۱۹ درصد، ‌مراکش و پرو با ۱۸ درصد دارای بیشترین محبوبیت هستند.

همچنین دانمارک، هلند، اندونزی، رژیم اشغالگر قدس
با ۱۷ درصد، برزیل و سوئیس با ۱۶ درصد، هنگ‌کنگ، سوئد و نروژ با ۱۵ درصد، عربستان با ۱۴ درصد، کلمبیا، ‌ایتالیا، ژاپن، ‌تایوان
و کره‌ جنوبی با ۱۳ درصد، ‌اتریش با ۱۲ درصد، ایرلند و تایلند با ۱۱ درصد در رتبه‌های
بعدی قرار دارند.

بر اساس اطلاعات وزارت صنعت، معدن و تجارت و بنابر
گزارش موسسه statista  (یکی از
موسسه‌های پیشرو در حوزه آمار)،  در این بین
اما کشورهای فرانسه با سه درصد، ‌اسپانیا، ‌اوکراین و الجزایر با چهار درصد، آلمان،
مصر و آفریقای جنوبی با شش درصد، یونان و بلژیک با هشت درصد و امارات، استرالیا و لهستان
با ۹ درصد کشورهایی هستند که کمترین درصد محبوبیت
کالاهای ساخت ایران در آن‌ها طی سال گذشته وجود دارد.

طراحی منحصر به فرد و نگاره‌های زیبا و کیفیت و
دوام فرش ایرانی و صنایع دستی، طعم و عطر زعفران داخلی و کیفیت و تنوع پسته ایرانی
از دلایل گرایش مصرف کنندگان جهانی و داخلی به مصرف این محصولات است همچنین خاویار
و خرمای ایرانی از محصولات منحصر به فرد در بازار بین‌المللی به شمار می‌رود.

بسیاری از لوازم خانگی ایرانی ازجمله لوازم سرمایشی
و گرمایشی همانند کولر، بخاری و آبگرمکن‌های برقی و گازی، اجاق گاز و چرخ خیاطی به
دلیل کیفیت و دوام و خدمات پس از فروش و رعایت استانداردهای ایمنی در سبد انتخاب مصرف
کنندگان ایرانی قرار گرفته‌اند و محصولات ساختمانی نظیر انواع کاشی، سرامیک و چینی
بهداشتی، سیمان و محصولات فولادی عمدتا مصارف داخلی دارند. از سوی دیگر در کالاهایی
نظیر محصولات نساجی، الکترونیکی و خودرو تمایل بیشتر مصرف کنندگان به خرید کالاهای
خارجی در صورت وجود در بازار است.

به طور حتم با ارتقای سطح تعلق خاطر مصرف کنندگان
داخلی به نماد ساخت ایران، واحدهای صنعتی و تولیدی ایرانی دارای مزیت در بازار جهانی
با رغبت بیشتری به سمت دستیابی به بازارهای خارجی حرکت کرده و با سرمایه گذاری در سطوح
مختلف تولید محصولاتی متناسب با سلیقه مصرف کننده خارجی تولید و عرضه می‌کند.

در ذیل میزان محبوبیت کالاهای ساخت ایران در ۵۲ کشور دنیا به تصویر کشیده شده است.

 

223223

چرا آسیب‌های اجتماعی در شهر مشهد زیاد است؟ / شهردار مشهد: احتمالا به دلیل جمعیت بالای حاشیه‌نشین!

سه‌شنبه گذشته جلسه ستاد ملی بازآفرینی شهری با حضور حسن روحانی، رئیس‏‌جمهور، محمد نهاوندیان، معاون اقتصادی رئیس‏جمهور،‏ محمود واعظی، رئیس دفتر رئیس‏جمهور، ولی‏الله سیف، رئیس کل بانک مرکزی، محمدباقر نوبخت، رئیس سازمان برنامه و بودجه، عباس آخوندی، وزیر راه‌وشهرسازی، اکبر ترکان، مشاور رئیس‏جمهور، استانداران تهران، خراسان رضوی، اصفهان، فارس، آذربایجان شرقی، خوزستان و البرز و شهرداران هفت کلانشهر تهران، مشهد، اصفهان، شیراز، تبریز، اهواز و کرج برگزار شد. دولت با این طرح قصد دارد با یک تیر، چند نشان بزند؛ موتور اشتغال را روشن کند، واهمه زلزله برای اهالی محلات بافت‏های فرسوده را از بین ببرد و البته کیفیت زندگی را در این بخش از شهرها ارتقا بدهد. با قاسم تقی زاده خامسی شهردار مشهد که برای جلسه با رییس جمهور به تهران آمده بوددر دفتر سازندگی درباره نوسازی بافت‌های فرسوده کلانشهر مشهد گفت‌و گو کردیم. او در حاشیه این گفتگو درباره این جلسه گفت: «به آقای رییس جمهور گفتم بدون نهاد قدرتمند شهرداری این طرح شما اجرایی نمی شود. دولت سایه از شهرداران درست کنید. پروانه ساخت را شهردار صادر می‌کند. نظر شهردار جلب نشود، آجر روی آجر نمی‌توانند بگذارند. همه گزارش هایی که درباره بافت فرسوده منتشر می‌شود، کار روتین دستگاه‌هاست که از 30 سال پیش اجرایی می‌شود.» بخشی از گفت و گو به تعداد خبرهای حوادثی که از مشهد می‌رسد اختصاص داشت. به عقیده شهردار مشهد جمعیت بالای حاشیه نشین‌های این شهر عامل آسیب‌های اجتماعی است.

‌مشهد بیشتر از ۱۰ هزار هکتار بافت فرسوده دارد. بیشتر از چهار هزار بافت فرسوده در داخل شهر و مابقی سکونت غیررسمی. با توجه به زلزله‌خیز بودن مشهد، چه اقداماتی برای این بافت فرسوده شده؟ تسهیلاتی در نظر گرفته‌اید؟

این عددی که شما اظهار می‌کنید بیشتر از واقعیت است. بهتر است اول اصلا بافت فرسوده را تعریف کنیم. بافت فرسوده در شهرها چند نوع است؛ بخشی از آن بافت تاریخی است که فرسوده شده و با این که نمی‌توان به آن دقیقا کلمه بافت تاریخی را نسبت داد، اما قدمت برای اهالی شهر نوستالژی دارد. در مشهد از این نوع خانه‌ها زیاد بود که غالبا خراب شد، مخصوصا در طرح پیرامونی حرم. نوع دیگری از بافت فرسوده در شهرها این است که به لحاظ ارزش افزوده‌ای که زمین دارد، انجام عملیات بازآفرینی یا نوسازی در آن مکان‌ها کار سختی نیست و به محض این که تجمیع شوند و شهرداری یا وزارت مسکن و شهرسازی یارانه‌ای به آن اختصاص بدهد، می‌توان آن را به سمت بازآفرینی سوق داد. آنچه کار سختی است درباره حاشیه شهرهاست، یعنی سکونتگاه‌های غیررسمی. در مشهد بیشتر از یک میلیون و دویست هزار نفر حاشیه‌نشین داریم یعنی سی درصد جمعیت شهر مشهد. غالب این افراد در همین نوع خانه‌ها با حداقل زیرساخت‌ها زندگی می‌کنند، یعنی در کوچه‌های باریک، بدون آب و برق و گاز یا با استفاده غیرقانونی از این موارد. نکته مهم این است که برای همه این موارد نمی‌توان یک نسخه واحد پیچید و آنچه مورد مناقشه است همین قسمت است. دلیل این هم که تاکنون کارهایی که انجام شده موفق نبوده، همین است که حتی در شهرها نمی‌توان برای بافت‌های مختلف نسخه واحد پیچید چه برسد به کل کشور.

در دوره‌ای دولت‌های نهم و دهم تحت عنوان مسکن مهر اقداماتی انجام داد، نیت خوبی وجود داشت و قرار بود مردم خانه‌دار شوند، اما مسیری که طی شد اشتباه بود. این اتفاق می‌توانست در جاهایی بیفتد که همه زیرساخت‌ها وجود دارد ولی بخش عمده‌ این مسکن‌ها با فاصله از شهرها درست شد که با استقبال مواجه نشد. در حال حاضر دولت آقای روحانی در دوره دوم فعالیتش، بخشنامه‌ای صادر کردند به استانداری‌ها مبنی بر این که بازآفرینی بافت‌های فرسوده انجام و سالی 200 هزار خانه بازسازی شود. شش ماه از این تصمیم گذشته، سه ماه پیش که رئیس جمهور به مشهد مشرف شد، به ایشان عرض کردم طرحی که همکاران شما در دولت داده‌اند از نظر عملیاتی ایراد دارد. هفته پیش هم که خدمت ایشان بودم مجددا همین را گفتم که این کار قابل انجام نیست و نکاتی باید در این طرح اصلاح شود.

‌چه مواردی باید اصلاح شود؟

اولا این که جای شهرداری در این طرح کجاست؟ شهرداری‌ها نهاد عمومی قدرتمندی هستند که به جز دولت آقای هاشمی، بقیه دولت‌ها از این قدرت غافل شدند. درست است که در حال حاضر می‌گویند شهرداری‌ها بدهکار هستند اما با همه این اوصاف، حرف آخر را شهردار در شهر می‌زند. غفلت از شورا و شهرداری، چالش اصلی این طرح است خصوصا در کلانشهرها. شهردارها هستند که می‌توانند منویات رئیس‌جمهور را عملیاتی کرده و به نتیجه برسانند. دولت با شهرداری‌ها کار نمی‌کند و به این فکر نکرده که باید آنها را وارد قضیه کند. تنها به استانداری و مسکن و شهرسازی فکر شده در حالی که صدور پروانه ساخت در اختیار شهردار است و شهرداری‌ها می‌توانند زمین‌های زیادی به این منظور اختصاص بدهند. مورد دوم این بود که بانک‌ها واقعیت را بگویند. تا جایی که مطلعم نزدیک 20 هزار میلیارد تومان از وجوه مسکن مهر برگشته، اقساطی که مردم برگردانده‌اند لازم است دوباره در همین چرخه برگردد. این در حالی است که در طرح جدید رئیس‌جمهور این اتفاق دیده نشده و حتی یک وام برای نوسازی بافت فرسوده بر اساس طرح رئیس جمهور داده نشده است. البته بعد از مطرح کردن این مورد، رئیس‌جمهور دستور دادند که با شهرداران کلانشهرها جلسه اختصاصی گذاشته شود و قرار است این جلسه یکی دو هفته دیگر برگزار شود. در کل بعد از تشکیل شوراها، اولین دوره‌ای است که اکثر شهرداران کلانشهرها و شوراها همراه و هم‌نظر با دولت هستند. این یک فرصت طلایی برای دولت است. قبلا اینطور نبود، شهردارها با دولت‌ها زاویه داشتند و کار را سخت می‌کرد. حالا که این فرصت فراهم است باید از آن استفاده کرد. مساله دیگر این است که رئیس‌جمهور باید برای طرحی که در نظر گرفته، برندسازی کند.

بازآفرینی فضاهای شهری، سی سال است که وجود دارد. در قانون هم وجود دارد و مبالغی هم تاکنون به این موضوع اختصاص داده شد و اتفاقی نیست که رئیس‌جمهور تازه به آن ورود کرده باشد همانطور که بنیاد مسکن و برخی نهادهای دیگر در طول این سال‌ها چنین اقداماتی را انجام داده‌اند بنابراین اگر می‌خواهیم کار جدیدی انجام دهیم باید برای این کار یک ایده و اسم جدید داشته باشیم. موضوع دیگری که باید به آن توجه داشته باشید این است بحثی که رئیس‌جمهور در این زمینه دارد و آنچه وزارت مسکن و شهرسازی می‌گوید کمی با هم متفاوت‌اند. وزارت مسکن می‌خواهد خدمات زیربنایی را آماده ‌کند که مردم خودشان خانه را بسازند، وزارت مسکن در بعضی نقاط می‌تواند وارد شود، به عنوان مثال اراضی حاشیه‌ها را در اختیار بگذارد اما رئیس‌جمهور معتقد است باید بافت‌های فرسوده را نوسازی کرد و در اختیار مردم قرار داد. هر دو این نگاه‌ها در جای خودشان درست است. همچنین معتقدم شهرداری‌ها باید از این فرصت به خوبی استفاده کنند که دولت قرار است در شهرها خدمات ارائه دهد. بنابراین فرصت خوبی هم برای شهردارها و هم برای دولت است که باید از آن استفاده کنند، شهرداری‌ها به این کار مایل‌اند هرچند که باید زمین و پروانه و… فراهم کنند و ممکن است کمی سخت باشد اما من خودم به عنوان شهردار مشهد این کار را شروع کرده‌ام و امیدوارم بتوانیم در جهت اهداف رئیس‌جمهور به زودی خانه‌هایی را بازآفرینی و نوسازی کنیم.
‌اشاره نکردید که مشهد چقدر بافت فرسوده دارد.
حدود پنج هزار هکتار داخل شهر مشهد. الان بحث رئیس‌جمهور درباره شهرهاست و من هم شهردار هستم و می‌توانم درباره این پنج هزار هکتار حرف بزنم.

‌این پنج هزار هکتار در کدام مناطق شهری قرار گرفته‌اند؟

در هفت منطقه از سیزده منطقه بافت فرسوده وجود دارد.

‌شما برای بافت فرسوده مشهد تاکنون چه کارهایی کرده‌اید؟

در راستای طرح رئیس‌جمهور، زمین‌هایی را به این منظور اختصاص داده‌ایم که به آنها برای ساخت پروانه بدهیم. همچنین سازنده‌ها را دعوت و هزینه‌ها را بررسی کرده‌ایم. مثلا پروژه‌ای که در حال نهایی شدن است، 2500 واحد داخل شهر مشهد است و به این نتیجه رسیدیم که بعد از ساخت، مالکیت چهارده درصد را به ما بدهد و مابقی به سازنده تعلق داشته باشد، اما با این تبصره که آن را در اختیار افرادی قرار دهد که باید از بافت فرسوده منتقل شوند از وام‌هایی به این منظور استفاده کنند. دولت پذیرفته است وام شش درصدی به این منظور بدهد که مبلغ مناسبی برای خانه‌دار شدن است. یک پروژه 2500 واحدی دیگر هم مدنظر داریم. درواقع می‌خواهیم از منافع خودمان بگذریم تا بتوانیم خانوارهایی را صاحب خانه کنیم، هرچند که پنج هزار، واقعا عدد بزرگی نیست و در مقابل اقداماتی که باید انجام شود ناچیز است.

‌سند اجتماعی این 2500 واحد هم تهیه شده؟

بله، همه‌ امکانات از جمله مدرسه، درمانگاه، مسجد، پارک و … در نظر گرفته شده است.

‌متولی این موضوع بخش خصوصی است؟

بله، کاملا. اگر در ده هزار خانه اول موفق شویم خودش یک محرک اقتصادی است و سازندگان بیشتری هم انگیزه می‌گیرند.

‌سوالی که مطرح می‌شود این است که وقتی یک خانه دوطبقه ناگهان به یک مجتمع تبدیل شود، تبعات زیادی به همراه دارد. به این تبعات فکر کرده‌اید؟

این مسائل را در نظر داریم و به همین دلیل، ساختمان‌هایی که می‌سازیم از شش طبقه بیشتر نیست. با این حال، فکر می‌کنم بخشی از این موضوع هم به عادت برمی‌گردد و لازم است فرهنگ شهرنشینی را آموزش دهیم. باید مردم این شرایط را تجربه و به آن عادت کنند! مگر ما وقتی رفتیم خارج یاد نگرفتیم که چطور باید زندگی کنیم؟ اینجا هم همینطور است. بالاخره شرایط زندگی تفاوت دارد و باید مردم را با شرایط زندگی جدید آشنا کرد و عادت داد.

‌طرح‌هایی که برای ساخت خانه درمشهد در نظر دارید، مهاجرت به این شهر را بیشتر نمی‌کند؟

اگر کنار بافت‌ها باشد نه. ضمن این که معتقدم جلوگیری از مهاجرت فقط با ایجاد شغل می‌تواند مهار شود و با ایجاد شغل در محل جدید می‌تواند موفق باشد. باید به روستاها رسیدگی کنیم که از مهاجرت کاسته شود. چهل سال است که فقط شعار می‌دهیم. البته هزینه‌هایی هم در روستاها انجام شده ولی وقتی آب و امکانات و شغل نباشد، معلوم است که مردم مهاجرت می‌کنند.

در سال‌های گذشته ‌درباره تخریب و نوسازی بافت قدیمی اطراف حرم جنجال‌های رسانه‌ای زیادی به راه افتاد. ماجرای نوسازی این بافت به کجا می‌رسد؟

این اصلا یک موضوع جداست. اطراف حرم فضایی است به وسعت 340 هکتار. قبل از انقلاب یادم است در اطراف حرم چند بازار وجود داشت، آقایی از طرف شاه ماموریت پیدا کرد که اطراف حرم را خراب و نوسازی کند، گفته می‌شود بین شاه و فرح در تخریب حرم اختلاف بوده، یکی می‌گفته بازسازی و دیگری می‌گفته نوسازی. درنهایت شاه پیروز می‌شود و برای بازسازی تصمیم گرفته می‌شود و شروع به تخریب دور حرم می‌کنند. این موضوع الان مورد مناقشه است، یک عده می‌گویند تصمیم خوبی بوده و عده دیگری می‌گویند کار خوبی نبوده. من جزو گروه دوم هستم که معتقدم خواسته یا ناخواسته، این کار به مشهد ضربه زده است. بعد از انقلاب، در سال 1368 که مرحوم کازرونی که وزیر مسکن و شهرسازی بود طرحی برای اطراف حرم تهیه کرد که به چمن تبدیل شده بود. من هم معاون عمرانی بودم، در دولت اول آقای هاشمی.

این طرح را آوردند و گفتم من امضا نمی‌کنم به این دلیل که اگر یکی آمده اینجا را خراب کرده، حالا نباید ساختمان‌های چند طبقه کنار حرم بسازیم. تا این که از مشهد به شهرداری تهران آمدم و این طرح تصویب شد. الان 25 سال از طرح نوسازی اطراف حرم گذشته و 43 درصد پیشرفت کرده است، آن هم با نارضایتی و مشکلات مردم. دلیل اصلی این موضوع هم این است که زیرساخت‌ها آماده نشده و زائر امام رضا (ع) را گم می‌کند. این پروژه سالی کمتر از دو درصد پیشرفت داشته و اگر قرار باشد به همین ترتیب پیش برود 25 سال دیگر هم زمان لازم دارد.

در این شرایط، من که خودم مشهدی هستم حرم را گم می‌کنم چه برسد به زائران. آن هم جایی که سالی بیش از سی میلیون نفر زائر دارد. به اعتقاد من هر دولتی باید این احساس را داشته باشد که این یک پروژه بین‌المللی است و باید برای آن دوراندیشانه تصمیم گرفت. من پیشنهادی به رئیس‌جمهور داده‌ام و گفته‌ام اجازه بدهید مبلغی اوراق مشارکت منتشر کنیم، بعد از چهار سال نصف این اوراق را دولت بدهد و نصف آن را شهرداری، گفته‌ام من این پروژه را ظرف سه سال یعنی تا پایان دوره شهردار بودنم تمام می‌کنم. این حرف را هم بدون سابقه و تجربه نمی‌گویم. این موضوع قرار است در جلسه ستاد بازآفرینی بحث شود و اگر دولت بپذیرد، یک پروژه بزرگ کشور به نتیجه می‌رسد. به هر حال به نظرم باید طرح قدیم را حفظ کرد و اگر قرار است تصمیمات جدیدی برای شهر گرفته شود، طرح جدیدی در کنار شهر ایجاد شود مانند اتفاقی که در مغرب رخ داده و بناهای قلابی می‌سازند که توریست بیاورند، اما ما بناهای قدیمی را تخریب می‌کنیم! نزدیک حرم 25 خانه تاریخی شناسایی کرده‌ایم، بعضی از آنها متعلق به دوره قاجار است، پنج تا از آنها را خریداری کرده‌ایم و مورد استقبال مردم قرار گرفته است. الان یک بازار از بازارهای قدیمی باقی مانده و من اصلا موافق تخریب آن نیستم و برای حفظ آن طرح‌هایی را در نظر داریم که امیدوارم اجرا شود. ‌ از وقتی من آمده‌ام یکی از خیابان‌های اطراف حرم باز شده است، یک رینگ وجود دارد که از تونل بالا می‌آید، در فاصله سیصد چهارصد متری دور تا دور حرم قرار می‌گیرد که فضای سبز، پیاده‌رو و 16 خیابان دارد. به نام امام هشتم در هشت خیابان پیاده می‌توان رفت و هشت خیابان هم با ماشین قابلیت تردد دارد که پارکینگ هم به آن اختصاص داده شده است. خیابانی که راه‌اندازی کرده‌ایم مورد استقبال زیادی قرار گرفته و بقیه خیابان‌ها را هم به تدریج راه‌اندازی می‌کنیم.

‌یک سوال مهم این است که چرا میزان آسیب‌های اجتماعی در مشهد بالاست؟

نمی‌دانم استناد شما به چیست که این جمله را می‌گویید.

‌تعداد خبرهای ناگواری که از این شهر به گوش می‌رسد.

من مقایسه‌ای در این زمینه با شهرهای دیگر ندیده‌ام که بتوانم بگویم آسیب‌های اجتماعی در مشهد به طور مستند بیشتر از نقاط دیگر است. اما به هر حال مشهد حاشیه‌نشین‌های بیشتری نسبت به سایر نقاط دارد. همانطور که اشاره کردم، حدود 30 درصد جمعیت مشهد حاشیه‌نشین هستند و حاشیه‌نشینی تبعات خاص خودش را دارد.

‌این موضوع به دلیل حضور غیرایرانی‌ها نیست؟

اگر منظورتان افغان‌هاست، نسبت به جمعیت افغان‌ها که گفته می‌شود حدود سیصد هزار نفر است، اتفاقا آسیب‌های زیادی را شاهد نیستیم و فکر نمی‌کنم حضور آنها دلیلی بر آسیب‌های اجتماعی باشد. به هر حال در نظر بگیرید وقتی مکان‌هایی ساخته می‌شود که پلاک ندارد و کنترل جدی بر رفت‌وآمدها صورت نمی‌گیرد چنین اتفاقاتی می‌افتد.

‌قرار نیست کنترلی بر این مسائل انجام شود؟

نوسازی بافت‌های فرسوده یکی از همین اقدامات است که باید پیگیری شود، ضمن این که باید این حاشیه‌نشین‌ها را از نظر اقتصادی و اجتماعی آموزش داد و توانمند کرد، همچنین به مشکلات درمانی آنها رسیدگی کرد. ستادی برای رسیدگی به این مسائل وجود دارد و انصافا کارهای خوبی انجام شده طوری که وضعیت نسبت به پنج سال گذشته قابل مقایسه نیست، ورزشگاه و آموزشگاه در این مناطق ساخته شده اما به نسبت جمعیت کافی نیست و باید کارهای بیشتری انجام شود. تقریبا در این مناطق 20 پارک ساخته شده، به جدول و آسفالت و … رسیدگی کرده‌ایم، 20 مرکز درمانگاهی و اورژانسی در حال ساخت است، باید کاری کنیم که از کلمه حاشیه و حاشیه‌نشین دور شویم.

 

 

۴۵۲۳۸

هزینه سنگینی که کارگردان «نگهبانان کهکشان»‌ برای توییت‌های توهین‌آمیز پرداخت

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، جیمز گان کارگردان سرشناس هالیوودی که در چند سال گذشته با مجموعه فیلم‌های «نگهبانان کهکشان»‌ مشهور شده بود، پس از رو شدن چند توییت قدیمی، اخراج شد.

این فیلمساز آمریکایی پس از رو شدن توییت‌های قدیمی که حاوی جوک‌های جنسی و توهین‌آمیز بود، از مردم عذرخواهی کرد اما آلن هورن رئیس کمپانی دیزی جمعه اعلام کرد که این کمپانی بیش از این با او همکاری نخواهد کرد.

رئیس دیزنی مطالب منتشر شده در توییتر گان را خلاف ارزش‌های کمپانی خواند و اعلام کرد که این نوع رفتارها به هیچ‌وجه قابل دفاع نیست.

گان نویسنده و کارگردان دو فیلم نخست از مجموعه «نگهبانان کهکشان» با بازی ستاره‌هایی چون کریس پرت و بردلی کوپر است.

این دو فیلم ابرقهرمانی سود زیادی نصیب کمپانی دیزنی کردند. قسمت نخست در گیشه جهانی بیش از ۷۷۰ میلیون دلار فروش داشت.

او علاوه بر این در ساخت مجموعه فیلم‌های موفق «انتقام‌جویان»‌ همکاری کرده است. این کارگردان تا کنون نسبت به خبر اخراجش واکنشی نشان نداده است اما در یک سری توییت درباره نوشته‌های توهین‌آمیز قدیمی خود توضیحاتی ارائه و عذرخواهی کرد.

توییت‌های قدیمی گان که حالا دیگر از توییتر پاک شده، نخستین بار در وب‌سایت دیلی‌کالر منتشر شد. پس از انتشار این توییت‌ها حملاتی بسیار علیه گان صورت گرفت و بسیاری کارشناس سینمایی خواستار اخراج او شدند. او از منتقدان جدی دونالد ترامپ است و چندی پیش به دلیل ملاقات جنجالی ترامپ با پوتین، رییس‌جمهور آمریکا را «خائن» نامیده بود.

هنوز مشخص نیست که چه کسی در قسمت سوم «نگهبانان کهکشان»‌ که سال آینده ساخته خواهد شد، جای گان را خواهد گرفت.

منبع: بی‌بی‌سی / ۲۰ جولای

241241

 

پایان عرضه ارز دولتی به مسافران/ ضوابط ارز مسافری تغییر می‌کند

بعد از اجرای سیاست یکسان سازی نرخ ارز از سوی دولت
و قاچاق اعلام شدن خرید و فروش های ارزی دولت تصمیم گرفت تا به مسافران برای سفر به
کشورهای نزدیک ۵۰۰ یورو و برای سفر به کشورهای دورتر هزار
یورو آن هم یک بار در سال اختصاص دهد و این در شرایطی است که هر گونه خرید و فروش ارز
از سوی دولت نیز مصداق قاچاق عنوان شده و مسافران اجازه نداشتند در بازار آزاد ارزی
برای سفر خود تامین کنند که در عالم واقع هیچ گاه این دستور دولت از سوی مسافران اجرایی
نمی شد.

البته از سوی دیگر دولت اعلام کرده بود خروج ارز
در هر سفر بیش از ۵ هزار دلار ممنوع بوده و مسافران نمی توانستند
رقمی بیش از آن را که از هر منبعی اعم از رسمی یا غیررسمی تامین کرده باشند از کشور
خارج کنند.

بر این اساس پنجشنبه هفته گذشته اخباری مبنی بر توقف اختصاص ارز مسافرتی از اول مرداد ماه با نرخ رسمی دولت موسوم به ۴۲۰۰ تومان منتشر شد ، موضوعی که با هیچ گونه واکنشی از سوی بانک مرکزی مواجه نشد اما اکنون خبرها حکایت
از آن دارد که ارائه ارز مسافرتی از سوی دولت با دو نرخ دولتی و بازار ثانویه از این
پس صورت خواهد گرفت و متقاضیان می توانند بر اساس آن نیازهای خود را تامین کنند.

آن گونه که مدیرکل سیاست ها و مقررات ارزی بانک
مرکزی اعلام کرده، نحوه پرداخت ارز مسافرتی تا چند روز آینده مشخص می شود که بر این
اساس ممکن است تامین ارز مسافرتی با دو نرخ دولتی و بازار ثانویه صورت گیرد اما باید
مکانیزم آن از سوی دولت و بانک مرکزی اعلام گردد.

کسرایی پور گفته است که بانک مرکزی طی روزهای آینده
ضوابط جدیدی را برای نحوه اصلاح پرداخت ارز مسافرتی اعلام خواهد کرد.

 

223223

جهانبخش از رونالدو دور شد!

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ بعد از جام جهانی 2018 صحبت ها درباره مقصد بعدی علیرض جهانبخش زیاد شد. خیلی ها از ناپولی به عنوان مقصد بعدی او نام می بردند و بعد از کدهایی که رئیس این باشگاه ایتالیایی هم داده بود، احتمال رخ دادن چنین اتفاقی وجود داشت. اما در نهایت انگار مسئولان این باشگاه توانایی پرداخت پول انتقال ملی پوش ایرانی آلکمار را ندارند و حضور جهانبخش در سری‌آ منتفی شده. حالا بحث رفتن علیرضا به انگلیس و لیگ برتر جزیره زیاد است. با این حساب احتمال اینکه جهانبخش در لیگ ایتالیا که از فصل آینده با حضور کریس رونالدو به کار خودش ادامه می دهد خیلی کم است.

43257

راه برون‌رفت ایران از بحران محیط‌زیستی؛ برنامه‌های معقول!

نیو صدر- پیش از شروع قرن بیستم ایران به اندازه کافی آب داشت، مشکل آلودگی ‌هوا، آب و
گرد و خاک نداشت و گوناگونی زیست‌محیطی‌اش در خطر نبود، اما ناگهان همه‌چیز تغییر
کرد.

این بخشی از مقاله دیوید لیلین اکولوژیست در مرکز پژوهشی آمریکایی آتلانتیک
درباره بحران‌های زیست‌محیطی در ایران است؛ او در مقاله «تخریب محیط‌زیست
و نابودی حیات‌وحش در ایران» که به‌تازگی منتشر شده روند تاریخی به وضعیت محیط‌زیست ایران نگاه می‌کند تا علل و
راهکارهای بحران محیط‌زیست ایران را بررسی کند.

لیلین در این مقاله تغییرات زیست‌محیطی ایران را به چند بخش تقسیم کرده وضعیت
محیط‌زیست ایران در بیش از صد سال پیش، چالش‌هایی که ایران اکنون با آن روبرو است
و راهکارهای آن.

چقدر منابع طبیعی داشتیم؟

پیش از انقلاب صنعتی وضعیت محیط‌زیست و منابع طبیعی
ایران مانند دیگر مناطق جهان بسیار خوب بود.

به‌طوری‌که در سال ۱۸۴۵ میلادی یک سرهنگ فرانسوی به
نام فوری یر وضعیت حیات‌وحش استان خراسان را اینگونه توصیف کرده بود: «تقریباً تصور آن انبوه حیوانات قابل صید غیرممکن
است. انواع کبک و هوبره در این دشت‌ها به فراوانی یافت می‌شود. ببر بنگال هم اینجا
و آنجا دیده می‌شود اما پلنگ، کفتار، گرگ، شغال و روباه فراوان است. من هرگز پیشتر
آن همه غزال را یک جا ندیده بودم. دشت پر از آن هاست، هر گله ای شامل چند هزار راس
است.»

در این رابطه در مقاله منتشر شده در آتلانتیک آمده است:‌
«کوه مای زاگرس از درختان بلوط پوشیده بودند و جمعیت گسترده قوچ و بز کوهی، خرس، گراز،
پلنگ و گوزن زرد را در خود جای داده بود. شیر ایرانی نیز در مرزهای جنوبی ایران تا
اواخر قرن نوزدهم وجود داشت و قوها و مرغابی ها به هنگام کوچ، آسمان سیبری تا
آفریقا و آفریقا تا سیبری را تیره می کردند.»

انقلاب صنعتی؛ دوران نابودی

اما این وضعیت در سال‌های بعد آرام آرام تغییر کرد و علت
این موضوع هم چیزی جز انقلاب صنعتی نبود، این انقلاب که در بین سال‌های ۱۸۲۰ تا ۱۸۴۰ میلادی انجام شده بود سال‌ها بعد
تاثیرش را روی محیط‌زیست ایران و جهان گذاشت.

اصلی‌ترین پیامد این انقلاب افزایش شدید جمعیت در جهان بود، این باعث شد تا کشورهای
اروپایی از منابع طبیعی خود و کشورهای دیگر استفاده کنند تا نیاز این جمعیت زیاد
را تامین کنند، ایران هم یکی از این کشورها بود.

لیلین در این رابطه در مقاله‌اش نوشته است: «در زمان جنگ جهانی دوم نیروهای اشغال‌گر با تفنگ‌های مدرن و جیپ در دشت‌ها به تعقیب غزال
پرداختند و شکار شبانه معمول شد. این باعث نگرانی برخی از شکارچیان حرفه‌ای ایران
شد.»

شروع
نجات محیط‌زیست در ایران

از اوایل
قرن بیستم، برخی اقدامات برای نجات محیط‌زیست انجام شد، به‌طوری در سال ۱۹۲۸
میلادی برای اولین بار در قانون مدنی کشور، قوانینی در رابطه با شکار مطرح شد.

اما این
روند آنقدر جدی نبود تا اینکه سرانجام بعد از تخریب و نابودی بخشی از محیط‌زیست ایران
پس از انقلاب صنعتی در سال ۱۹۵۷ کانون شکار ایران تشکیل شد. این اتفاق نتیجه کوشش مای
بازرگان ثروتمندی به نام منوچهر ریاحی و کمک شاهپور عبدالرضا برادر ناتنی محمدرضا
شاه بود.

این اتفاقات
درست همزمان با شروع نهضت محیط‌زیست در اروپا و آمریکا آغاز شد به‌طوری‌که در سال
۱۹۶۰ در انگلیس وزارت محیط‌زیست تشکیل شد.

لیلین در
این رابطه نوشت: افکار عمومی مخالف این برنامه( کانون شکار) بود زیرا باور عمومی
بر آن بود که شکار، پرندگان، و آبزیان، مانند هوا و آب، نعمت خدادادی محسوب می‌شوند
و مشمول مقررات نیستند. بااین‌حال، طرح و ایده موردحمایت کامل شاه قرار گرفت و
مجلس نیز آن را تصویب کرد.

او افزود:‌ « در ابتدا، دولت از” کانون شکار”
حمایت مالی نکرد؛ ریاحی به‌تنهایی بخش بزرگی از بودجه را تقبل کرد و مدیران استانی
نیز به‌طور داوطلبانه خدمت می کردند.»

تشکیل سازمان محیط‌زیست و روزهای خوب محیط‌زیست ایران

سپس این کانون شکار به سازمان صید و شکار و سرانجام در
سال ۱۹۷۱ بعد از ادغام با اداره محیط‌زیست سازمان محیط‌زیست ایران تشکیل شد.

طی سال‌های دهه ۱۹۷۰ ،سازمان حفاظت محیط‌زیست با دانشگاه
دولتی کلرادو درزمینهٔ مای بسیاری از جمله مواردی که مشاوران آمریکایی به کارکنان
ایرانی درزمینهٔ مای مدیریت کمک می کردند، همکاری داشت. فن‌آوری مای سرشماری هوایی
برای نظارت بر جانوران بزرگ در مناطق حفاظت شده‌ایجاد شدند تا مشخص شود که کدام
جمعیت جانوری از شکار کنترل شده بهره مند می‌شود

در این رابطه در مقاله مرکز پژوهشی آتلانتیک آمده است:‌ «در
اواخر دهه مای 1960 و 1970 ،سازمان حفاظت محیط‌زیست – به کمک پژوهشگران دانشگاه دولتی
کلرادو – سهمیه‌ای برای مجوز شکار در پارک مای حیات‌وحش و مناطق تحت حفاظت ایجاد کرد.»

لیلین در ادامه نوشت: 
« فیروز، رییس سازمان محیط‌زیست همچنین تمرکز
خود را بر فرسایش خاک در مراتع و چراگاه مای کنترل نشده حیوانات خانگی، اعمال کشت
و زرع عقب افتاده قرار داد. بیابان زائی در اطراف کویر لوت و نمک نیز از جمله مسائل
نگران کننده بود.»

مشکلات زیست‌محیطی دیگری هم مثل افزایش سرعت تخلیه سرعت‌های
آب، رها شدن قنات‌ها و … در آن زمان وجود داشت.

افول دوباره محیط‌زیست

اما در این میان درگیری ایران با مسائل سیاسی مختلف،
جنگ و … باعث شد تا محیط‌زیست دوباره فراموش بشود.

اکولوژیست آمریکایی در این رابطه نوشته است: « کارایی سازمان حفاظت محیط‌زیست شروع به کاهش
کرد. با در نظر داشتن دیگر چالش مای فوری داخلی و منطقه ای که ایران با آن مواجه
بود، سازمان حفاظت محیط‌زیست از بودجه ناچیز  به شدت آسیب دید.»

این محقق توضیح داد:‌ «حیوانات شکاری و جمعیت پرندگان نابودشده‌اند.
مراتع و دشت‌ها مورد تاخت و تاز و چرای بیش از حد گوسفندان اهلی قرار گرفته اند که
این امر به‌نوبه خود به تخریب و بیابان زائی، کاهش کارایی خاک، و هجوم گونه مای
گیاهی مضر انجامیده است. یوزپلنگ‌ها که اکنون در مناطق حفاظت شده خوراک کافی نمی‌یابند،
برای یافتن غذا مجبور به طی مسافت طولانی هستند که در این راه یا براثر تصادف با ماشین
و یا به دست چوپان‌ها کشته می‌شوند.»

و مشکلاتی
که حالا آن‌ها را می‌بینیم

این اتفاقات، مدیریت غلط و شاید تغییراقلیم باعث شده‌اند که ما اکنون پیامدهای
آن‌ها را ببینیم. لیلین این مشکلات را به ۵ دسته تقسیم می‌کند: آلودگی آب‌وهوا،
کمبود منابع آب، جنگل‌زدایی و بیابان‌زایی، تالاب‌ها و جابه‌جایی جمعیت روستایی.

*آلودگی آب‌وهوا

شاید بتوان  وضعیت کنونی استان خوزستان
را در این کلمه خلاصه کرد؛ آلودگی آب‌وهوا. وضعیت آلودگی منابع آبی امسال در این
استان به شکلی بود که مردم اعتراضات گسترده‌ای نسبت به آن انجام دادند.

در این رابطه در تحقیق مرکز پژوهشی آمریکایی آمده است: «در سراسر ایران، پساب صنعتی و خانگی و فاضلاب به‌ویژه فاضلاب بیمارستان‌ها
خاک، رودخانه و آب زیرزمینی را آلوده می‌کنند. کمتر از چهل درصد جمعیت کشور به
تجهیزات تصفیه پساب دسترسی دارند و استفاده از آب بطری بسیار معمول است. بر اساس
تحقیقات اخیر، ایران جزو کشورهایی است که بیشترین میزان آب تصفیه نشده فاضلاب‌ها
را برای آبیاری کشاورزی استفاده می‌کند و از این راه بهداشت میلیون‌ها شهروند را
در معرض خطر قرار داده است.»

آلودگی هوا هم که یکی از مشخص‌ترین مشکلات زیست‌محیطی کشورمان است، شهرهای
بزرگ زیادی از ایران درگیر آلودگی هوا هستند و در استان‌های جنوبی هم که بحران گرد
و خاک وجود دارد.

*کمبود منابع آب

یک حساب‌وکتاب ساده نشان می‌دهد که میزان منابع آبی در ایران بسیار بحرانی
است.

با در
نظر گرفتن آخرین آب وزارت نیرو منابع آب ایران ۸۸میلیارد مترمکعب است سرانه آب در
ایران ۱۱۰۰ مترمکعب به ازای هر نفر است.

براساس
شاخص فالکن مارک که یکی از معروف‌ترین شاخص‌ها برای اندازه گیری سرانه آب یک کشور
است اگر سرانه آب کمتر از ۱۷۰۰مترمکعب باشد آن کشور
درگیر تنش آبی است، اگر این میزان کمتر از ۱۰۰۰ و ۵۰۰ مترمکعب بود کشور دچار کم
یابی و کم‌یابی مطلق آب می‌شود.

لیلین در این رابطه نوشت:‌ «محیط‌زیست ایران از
ساخت سدهای بی‌رویه‌ای که تعدادی از آن‌ها مسیر رودخانه‌ها را منحرف کرده و باعث
تخریب چشمگیر محیط‌زیست شده‌اند، آسیب بسیار دیده است. به‌عنوان‌مثال، سد گتوند در
خوزستان بر روی یک تپه نمکی بنا شده است. در نتیجه آبی که اکنون به کارون، طولانی‌ترین
رودخانه ایران، می‌ریزد، پرنمک است و زیستگاه‌های بسیاری را تخریب کرده است.»

او ادامه
داد:‌ «در مجموع، مانند غرب ایالات متحده در جریان قرن نوزدهم و بیستم، منابع زیرزمینی
خودسرانه و بی‌رحمانه خالی شده‌اند. همچنین آب مای سطحی، به‌جای آنکه اجازه داده
شود مسیر طبیعی خود را که نتیجه میلیون‌ها سال تغییرات طبیعی زمین است طی کنند،
هدفمندانه به‌جاهای خاصی منحرف شده‌اند.»

*جنگل‌زدایی
و بیابان‌زایی

بنا به اطلاعات
مرکز آمار ایران، وسعت جنگل مای ایران در سال ۱۹۰۰ در حدود ۱۹ میلیون هکتار بود
اما این رقم تا سال ۲۰۱۲ به ۴.۱۴میلیون هکتار کاهش یافته است. بر پایه اطلاعات
موسسه اقتصاد تجارت، تا سال ۲۰۱۵  ،مناطق
جنگلی ایران به ۷.۱۰میلیون هکتار کاهش یافته و نابودی ۴۳ درصدی از سال ۱۹۰۰ داشته‌اند.
بیشترین بخش مناطق جنگلی بازمانده در کوه مای البرز در نزدیکی دریای خزر و در کوه مای
زاگرس واقع شده‌اند.

این
موضوع علل زیادی دارد که ناشی از سیاست‌های قبل و بعد از انقلاب است.

در این
مقاله در این رابطه آمده است:‌ «در دوران پهلوی توسعه کشاورزی به‌ویژه به پوشش
جنگلی آسیب رساند. در استان خوزستان، زمین مای جنگلی به زمین مای کشت تنباکو،
خشخاش و نیشکر تبدیل شدند. در گیلان درختان جنگلی قطع شدند تا چای، برنج و تنباکو
کشت شود. بهره‌برداری مای مشابه در مازندران منجر به انقراض گونه ببر ایرانی شد،
آخرین آن‌ها در دهه ۱۹۵۰ مشاهده شده‌اند.

از انقلاب
به بعد، جنگل مای ایران قربانی تخریب فزاینده هستند. به گفته معاون سازمان جنگل‌ها،
مراتع و آبخیزداری کشور، در حدود یک‌میلیون هکتار از جنگل مای اکولوژیکی غنی زاگرس
براثر پیامدهای تغییرات اقلیمی نابود شده‌اند.»

تالاب‌ها

وضعیت
تالاب‌های ایران هم اصلاً خوب نیست و اصلی‌ترین نمونه این موضوع دریاچه ارومیه
است. این دریاچه سال‌ها است که خشک‌شده و احیای آن هم روند بسیار سختی داشته و هزینه بسیار زیادی صرف این موضوع شده است.

لیلین دراین‌باره نوشت:‌ «تالاب‌ها بخش مهم
هر اکوسیستمی محسوب می‌شوند و مزایا و ارزش مای منحصربه‌فرد زیست‌محیطی، اجتماعی،
و اقتصادی ایجاد می‌کنند. تلاش‌ها برای رسیدگی به موضوع خشک شدن تالاب‌ها، به‌طور
مشخص در مورد دریاچه ارومیه در جریان است. بااین‌حال به گفته تجریشی معاون سازمان
حفاظت محیط‌زیست، ۱۸ تالاب ایران به‌کلی خشک‌شده‌اند و ۲۴ تالاب هم در وضعیت وخیمی قرار دارند.»

جابه‌جایی جمعیت روستایی

مهاجران خشک‌سالی شاید یکی از اصلی‌ترین پیامدهای خشک‌سالی ایران است که به
خوبی دارد مشاهده می‌شود.

به گزارش ایسنا علی‌محمد شاعری نماینده مردم بهشهر، نکا و گلوگاه چند  روز پیش در این رابطه گفته بود: توسعه ‌نامتوازن و ناعادلانه در کشور شکل گرفته است و به همین دلیل استان مای
کمتر توسعه‌یافته به استان مای توسعه‌یافته مهاجرت می‌کنند و تا زمانی که توسعه
متوازن و پایدار در هر منطقه شکل نگیرد نمی‌توانیم از پدیده مهاجرت جلوگیری کنیم.

چه
راهکاری داریم؟

برای پاسخ دادن به این سؤال ابتدا
باید به این سؤال پاسخ داد که اصلاً راه نجاتی وجود دارد یا نه، لیلین خبر خوبی در
این رابطه دارد.

او دراین‌باره توضیح داد: «وضعیت محیط‌زیستی
ایران فاجعه‌بار است اما یک سره ناامید کننده نیست. باگذشت زمان – در صورت اجرای
برنامه مای معقول حفاظت و مدیریت – پوشش گیاهی و حیات‌وحش پارک‌ها و مناطق حفاظت
شده از جمله رودخانه‌ها و تالاب‌ها می‌تواند جان تازه‌ای بیابد. به‌عنوان اقدام
فوری، سازمان حفاظت محیط‌زیست باید محدوده مناطق حفاظت شده‌ای را که به علت نبوِد
کافی آب و غذا رویش پذیر نیستند کاهش دهد.»

او در ادامه مقاله خود برخی راهکارهای
نجات را معرفی کرده است: «ایران تعداد زیادی کارشناس بسیار شایسته در همه رشته مای
مربوط به محیط‌زیست دارد. اما درصد ناچیزی از سیاست‌گذاران، متعهد به اتخاذ تصمیم‌گیری
مای سیاسی و مالی در سطوح بالای دولتی هستند. واضح است که رهبران ایران باید به اتفاق‌نظر
درزمینهٔ باز توسعه محیط‌زیست برسند و برنامه مای عملیاتی مناسب و پاسخگوی زمان را
بپذیرند و اعمال کنند.».

این بوم‌شناسی
است آمریکایی در ادامه آورد: « به‌عنوان بخشی از برنامه بازسازی توسعه کشور، دولت
باید مشخص کند که واردات کدام گونه محصولات کشاورزی و محصولات دیگر از نظر اقتصادی
به صرفه‌تر از تولید داخلی است . کارکرد کنونی ناکارا و پرهزینه است.»

۴۲۲۳۷

 

 ‌

 

 

شین‌آبادی‌ها کتاب زندگی‌شان را می نویسند/ این دختران هنوز کارت ملی ندارند/ عکس

شین‌آباد، شهر سردی است و از اول آذر برف و باران را به خود می‌بیند. دختربچه‌های ۱۰ ساله کلاس چهارم از معلم خود می‌خواهند تا بخاری کلاس درس را روشن کند. ساعت ۷:۳۰ صبح سرایدار با دو گالن نفت وارد کلاس می‌شود و مخزن بخاری را پر می‌کند؛ چون بخاری سوراخ بوده نفت به اطراف بخاری نشت می‌کند و آتش در آن زبانه می‌کشد.

دخترها که وحشت زده شده بودند از معلم خود می‌خواهند از کلاس بیرون بروند، اما خانم معلم که به شهادت خود بچه‌ها، سابقه تنبیه را داشته از خروج آنها ممانعت می‌کند. آن روز ۲۹ دانش آموز در کلاس بودند که یک نفر آنها بیرون می‌دود تا سرایدار را صدا کند. به علت شدت داغی، بخاری از دست سرایدار می‌افتد و آتش به کلاس نفوذ می‌کند. معلم و سرایدار از روی آتش می‌پرند و بیرون می‌روند اما دختربچه‌ها به سمت دیوارها پناه می‌برند.

“سارینا رسول زاده” و “سیران یگانه” جلوی بچه‌ها قرار می‌گیرند و آنها را به عقب هدایت می‌کنند و در نهایت جان خود را از دست می‌دهند و”آمنه” که دست‌هایش را به دیوار زده بود، انگشت‌ها و پوست دستش روی دیوار می‌ماند.

وقتی والدین بعد از ۲۰ دقیقه از راه می‌رسند، ناچار می شوند دیوارهای این اتاق آتشین را تخریب کنند تا بچه‌ها را بیرون بکشند. دخترها به بیمارستان‌های ارومیه، تهران، تبریز و اصفهان منتقل می‌شوند. از آن روز تا کنون که ۱۲ نفر از بچه‌ها که آسیب دیدگی جدی تری داشتن و حالا ۱۵ – 16 ساله شده‌اند، زیر تیغ جراحی قرار دارند و طبق گفته رئیس کمیسیون پزشکی تا ۱۵ سال دیگر نیز باید همچنان تحت عمل جراحی و مداوا باشند.

«آمنه» که به نظر می رسد چهره‌اش بیش از دیگر همکلاسی‌هایش سوخته با اعتماد بنفس صحبت می‌کند و از روزهای سختی که بر او رفت سخن می‌گوید؛ «نادیا» دلنوشته‌ای بغض آلود به مناسبت روز دختر می‌خواند و «سیما» که می‌گویند گاهی از به یاد آوردن خاطرات آن روز آذرماه از حال می‌رود با بغضی در گلو سالن را ترک می کند و می‌گوید تمایلی ندارد از خودش و آن کابوس حرف بزند. اما هر ۱۲ دختر یک خواسته مشترک دارند و آن اعزام آنها به خارج از کشور برای تسریع روند درمان است.

وقتی دخترها حرف می زنند پدرها که لباس محلی به تن دارند صبورانه گوش می‌دهند و برخی با دستمالی که در دست دارند اشک‌هایشان را پاک می‌کنند.

کتاب زندگی‌مان را می‌نویسم

“آمنه راک” می‌گوید: «اولین خواسته همه ما این است که ما را به خارج از کشور برای درمان اعزام کنند تا زودتر از این درد رها شویم. پدران و مادران ما هر روز شاهد درد ما هستند و عذاب می‌کشند. ما هر بار که به تهران می‌آییم از درس عقب می‌مانیم و چند بار درخواست معلم خصوصی داشتیم که میسر نشد و به سختی امتحان دادیم، با این حال نمره‌هایمان از ۱۹ پایین تر نمی‌آید». او دلش می خواهد معلم شود.

“سیما مرادی”، دیگر دختر شین آبادی هم از آموزش و پرورش گلایه می‌کند و می‌گوید: از آموزش و پرورش می‌خواهم به ما در درس‌هایمان کمک کنند تا بتوانیم عقب ماندگی‌هایمان را جبران کنیم. بسیاری از ما با این مشکل روبرو هستیم و چون دائم در رفت و آمد برای عمل جراحی هستیم از دروس عقب مانده و برخی را متوجه نمی‌شویم. آرزویم این است که دندانپزشک شوم، اکنون مشغول نوشتن کتاب زندگی‌مان هستم اما چون انتقادی است گمان نمی‌کنم چاپ شود.

او می‌افزاید: در بدن ما “تیشو” می‌گذارند که درد بسیار زیادی دارد. برای مرتبه اول که تیشو در گردنم کار گذاشته بودند تاثیرات خوبی دیدیم و گردنم خوب شد اما تیشوهای بعدی خوب نبودند و به پوستم آسیب زدند. تیشوها باید ۹ ماه تا یکسال در بدنمان بمانند و مراقبت از آنها بسیار سخت است اما چون جنسشان خوب نیست سوراخ می‌شوند و دوباره باید به اتاق عمل برویم تا تیشوها را در بیاورند که بسیار آزار دهنده است.

هر روز صحنه‌های زبانه کشیدن آتش در ذهنم تکرار می شود

“نسرین معروفی” دیگر شین آبادی که مانتویی با گل‌های صورتی به تن دارد و شالش را با رنگ گل‌های مانتویش ست کرده، لاک صورتی رنگش روی انگشت‌های سوخته‌اش جلب توجه می‌کند. در این سن و سال که باید اوج شادی و نشاط‌ های نوجوانی‌اش باشد تنها رویای خوب شدن در سر دارد و می‌گوید: «از کودکی‌ام لذت نبردم». او از روز حادثه به روز سیاه شین آباد یاد می‌کند و می‌گوید هر روز صحنه‌های زبانه کشیدن آتش در ذهنم تکرار می شود و از یادم نمی‌رود.

“نادیا صالح” نیز می‌گوید: هر روز تقاص دختر بودنمان را پس می‌دهیم. می‌گویند برای ما ننگ است که شما را به خارج از کشور بفرستیم. در پاسخ باید گفت که آیا ننگ نیست که هر روز ۱۲ خانواده با دیدن ما می‌سوزند و دو خانواده دیگر داغدار شده‌اند؟

از آینه بدم می‌آید

«نمی‌دانم از کدام دردهایم بگویم. دردهایی که چند سال است زیر آوارش زندگی می‌کنیم. از آرزوی زیبایی تا آرزوی داشتن یک زندگی بدون درد و رنج. از آینه بدمان می‌آید که واقعیت را نشانمان می‌دهد و حتی نمی‌توانیم لباسی را که دوست داریم بپوشیم. دکترها گفته‌اند درمان ما تا ۱۵ سال دیگر طول می‌کشد. تا آن زمان ۳۰ ساله شده‌ایم و جوانی‌مان از بین رفته است. چرا باید چوب نبود امکانات در مدرسه را بخوریم؟ دولت کوتاهی کرده اما حالا جواب ما را نمی‌دهد. هفته پیش با گریه از خواب پریدم و دوباره در خواب سوختم و زخم‌هایم تازه شدند.» این‌ها حرف‌های دل “شادی” است.

“آرزو طاهرآبادی”، دیگر دختر شین آبادی هم می‌گوید: طاقت و تحمل این همه درد را نداریم. سالی پنج شش بار باید عمل شویم و این بیهوشی‌ها تاثیرات بدی روی بدنمان می‌گذارد. در این شش سال تنها یک بار با روانشناس حرف زده‌ایم و با این روح و روان آزرده شب ها را صبح می‌کنیم و کابوس‌های شبانه زجرمان می‌دهد.

“فریده امیدوار” دیگر دختر شین‌آبادی که گوش‌هایش سوخته و شش انگشتش را در حادثه آتش سوزی مدرسه از دست داده در این سال‌ها به پروتز انگشتانش امید داشت که آن هم به دلیل هزینه بالا هنوز انجام نشده است .

سوختن دختران شین آباد واقعیتی تلخ از بی‌تدبیری مسئولان

“حسین احمدی نیاز”، وکیل دختران شین آباد معتقد است سوختن دختران شین آباد واقعیتی تلخ از بی‌تدبیری مسئولان ما در ادوار مختلف هستند.

او می‌گوید: بچه‌ها باید زیر پوست خود وسیله‌ای به نام “تیشو” قرار دهند که باعث تولید و احیای بافت پوست می‌شود. آنها باید دقت کنند در این چند ماه تیشوها پاره نشوند. کما اینکه اتفاق افتاده است که این وسیله‌ها سوراخ شده‌اند که عفونت و درد شدید به همراه داشته‌اند و باعث شده‌ دخترها مجدد تحت عمل جراحی قرار بگیرند. آنها از سال ۹۱ این رنج را با خود به همراه دارند. رنج سوختن و درد سوختگی با سن آنها بزرگ شده است.

او با اشاره به اینکه چون دختران شین آباد اثر انگشت ندارند برای دریافت کارت ملی با مشکلاتی روبه‌رو شده‌اند می‌گوید: دیوار بزرگی بین این دخترها و جامعه ایجاد شده و نگاه ترحم آمیز آزارشان می‌دهد. در حالی که آنها تنها به دنبال احقاق حق و کرامت خویش هستند که با خودشان سوخته است. آتش گرفتن این مدرسه به علت بی مسئولیتی مسئولان وقت بود. دولت موظف است حقوق این دانش آموزان را بپردازد در حالیکه تا امروز هر حقی به والدین آنها داده گاه با منت، تحقیر و دوندگی بسیار همراه بوده است.

قول و وعده وزیر بهداشت برای اعزام دختران به خارج از کشور

او به برگزاری کنگره بین‌المللی سوختگی و دیدار دختران با وزیر بهداشت در حاشیه این کنگره اشاره می‌کند و می‌گوید: وزیر بهداشت به همه این دخترها وعده داد مقدمات اعزام آنها به خارج از کشور برای ادامه درمان فراهم کند و حتی اگر بودجه دولتی تامین نشد از جیب خودش هزینه درمان آنها را بپردازد. در حالیکه تا کنون این وعده محقق نشده است.

پدران و دختران صحبت وکیل‌ را تایید می‌کنند

احمدی نیاز از کادر بیمارستان حضرت فاطمه (س) قدردانی می‌کند و می‌گوید: متاسفانه در بیمارستان امکانات کافی و مناسب برای ادامه درمان بچه‌ها وجود ندارد و اغلب دستگاه‌های آنها فرسوده است. قرار بود تجهیزات جدیدی خریداری شود و حتی والدین دختران اعلام کردند که بودجه اعزام دخترانشان به خارج از کشور صرف ارتقای تجهیزات این بیمارستان می‌شود اما تا کنون این وعده‌ها عملی نشده و همچنان پیگیر هستند.

او با اشاره به انجام ۳۶۰ عمل جراحی تا به امروز بر روی دختران شین آباد می‌گوید: مسافت پیرانشهر تا تهران طولانی است و بعضا ۱۷ تا ۱۸ ساعت طول می‌کشد. وزارت آموزش و پرورش قرار بود برای تحصیل و آمد و رفت بچه‌ها بودجه‌ای اختصاص دهد که تا امروز محقق نشده است. سازمان مدیریت نیز بودجه‌ای برای درمان به وزارت بهداشت اختصاص داد اما پرداخت آن تا کنون با مشکل مواجه شده است و بیمارستان فاطمه (س) مدعی است بودجه‌ای دریافت نکرده است. در نهایت دود همه این مشکلات به چشم دخترها می‌رود. آنها با دردسر درمان شده‌اند. با این حال کمیسیون پزشکی بنا به دلایلی که هنوز نمی‌دانیم چیست با این اعزام مخالفت کرده است که با وعده وزیر بهداشت در تعارض است.

او با بیان اینکه مدارک دختر ها را برای چند پزشک ایرانی مقیم آمریکا ارسال شده و آنها برای درمان اعلام آمادگی کردند، می‌گوید: این دخترها دوران نوجوانی را طی کرده‌اند و در آستانه ورود به دوران جوانی هستند و اگر قرار باشد تا ۱۵ سال دیگر زیر تیغ جراحی بمانند زندگی‌شان نابود می‌شود. باید به این وضعیت بغرنج پایان داده شود. بس است درد و رنج برای این وضعیت و وعده‌های توخالی. امیدواریم مسئولین به تعهدات خودشان پایبند بمانند و این دخترها که دیگر تاب و توان تیغ جراحی را ندارند برای درمان به خارج از کشور بفرستند. این حق طبیعی آنهاست و برای دولت تکلیف است که هزینه‌های آنها را بپردازد.

دیه دختران متوفی هنوز پرداخت نشده است

وکیل دختران شین آباد با بیان اینکه هفت سال از آن حادثه گذشته اما هنوز دیه “سیران” به طور کامل پرداخت نشده است اظهار می‌کند: آنها مبلغی در همان سال برای جبران خسارت به خانواده دو دانش آموز کشته شده دادند اما هنوز دیه کامل پرداخت نشده است. همچنین دولت تعهد داده بود پدر دو دانش آموز متوفی استخدام شوند که هنوز یکی از آنها باقیمانده است. اکثر والدین به علت رفت و آمد فراوان به تهران کار خود را از دست داده‌اند.

او با بیان اینکه عمل‌های جدید دیه‌های جدیدی را به دنبال دارد و تقاضا داریم دیه‌های جدید برای دختران برقرار شود، گفت: دولت زیر بار این مسئله نمی‌رود. مهمترین خواسته بچه‌ها شاد زیستن است، آنها گذشته خود را از دست داده‌اند و کودکی نکرده‌اند و آرزوی‌شان این است که مانند دیگر مردم به صورت عادی در جامعه حضور یابند.

کار برخی مسئولان یا نمایشی است یا با منت

پدر “سیما شادکام” یکی از دختران سوخته شین آباد که به نظر می رسد از حجم مشکلات درمان دخترش به ستوه آمده از برخوردهای نامناسبی که با بچه‌ها دارند گلایه می‌کند و می‌گوید: به هر اداره‌ای می‌رویم درها باز هستند، اما متاسفانه خیلی کارها نمایشی است. به ما گفته بودند کلاس تقویتی برای دخترها می‌گذارند در حالیکه دو روز مانده به امتحان یک کلاس مرور درس برای آنها برگزار می‌کنند که دیگر اسمش کلاس تقویتی نیست و مرور درس است. متاسفانه بعضی مسئولین یا کارهای نمایشی می‌کنند یا منت می‌گذارند.

در تهران چند ساعت آواره بودیم تا باشگاه فرهنگیان پذیرشمان کند

یکی دیگر از پدران دختران شین آباد به مشکلات رفت و آمد به تهران اشاره می‌کند و می‌گوید: هر بار که وقت عمل داریم و می‌خواهیم به تهران بیاییم باید از آموزش و پرورش پیرانشهر بخواهیم به تهران نامه بزند و هماهنگی انجام دهد. دفعه آخر با آموزش و پرورش پیرانشهر هماهنگ شدیم اما به تهران که آمدیم ما را پذیرش نکردند و چند ساعتی در خیابان‌ها مانده بودیم تا بالاخره توانستیم در باشگاه فرهنگیان ساکن شویم. وضعیت شغلی ما آنچنان که باید خوب نیست. قرار بود مشاور و روانپزشک به بچه‌ها بدهند اما از شش سال گذشته تا امروز تنها یک مرتبه با روانشناس دیدار داشته‌اند. درخواست داریم ملاقاتی با وزیر بهداشت داشته باشیم .

“رحمان اسماعیل پور” یکی دیگر از پدران دختران شین آباد با بیان اینکه نگرانی و اضطراب همه این خانواده‌ها درمان فرزندانشان است، می‌گوید: قرار بود وقتی برای ویزیت به تهران می‌آییم وقت ویزیت ویژه داشته باشیم اما باز هم باید مثل دیگر بیمارها در نوبت‌های طولانی بمانیم ، حتی یک مرتبه از پیرانشهر به تهران آمدیم اما دکتر ما را ویزیت نکرد. چرا باید هر روز و هر ساعت پیگیر درمان باشیم. چرا قول می‌دهند اما به آن عمل نمی‌کنند؟ قرار بود به جای مفصل‌های بچه‌ها که خشک شده مفصل مصنوعی بگذارند اما هنوز این کار را انجام نداده‌اند. تیشوهایی که برای بچه ها کار می گذارند کیفیت خوبی ندارد و باعث عفونت می‌شوند.

دختران شین آبادی تنها یک خواسته مشترک دارند و آن هم اعزام به خارج از کشور برای درمان چون بدن‌های نحیف آنها دیگر توان سالی 3 -4 جراحی تا 15 سال دیگر را ندارد، آنها می‌گوید که اگر فرزندان خود مسئولان هم جای ما بود، اینگونه رفتار می کردند.

۴۲۲۳۸